… اما مساله واقعی کمبود خلبان است

یکی از شایعات نگران کننده سال به وزیر حمل و نقل عراق مربوط می شد که بر اساس گزارشات، کنترل هواپیمای مسیر بغداد به بصره که حاوی ۲۰۰ مسافر بود را در دست گرفته بود. بر اساس گزارش ماه گذشته New Arab و شهادت یک شاعد عینی در اخبار شبکه تلویزیونی الشرقیه، این سیاستمدار وارد کابین خلبان شد و اجازه خواست تا خودش هواپیما را به زمین بنشاند. خلبان از کمک خود خواست تا صندلی اش را به وزیر واگذار کند تا فرود هواپیما تحت نظارت خودش انجام شود. New Arab به نقل از یک مقام رسمی که خواست نامش فاش نشود می گوید: «وزیر کارش را به درستی انجام نداد. او جلوی هواپیما را به زمین مالید که باعث شد مسافران وحشت کنند.»

همه اینها دور از ذهن به نظر می رسد (مقامات رسمی هواپیمایی عراق هیچ پاسخی به ایمیلی که صحت و سقم این ماجرا را جویا شده بود ارائه نکردند.) اما در آخر همان هفته، خبر عجیب دیگری منتشر شد که حاکی از کمک خلبانی پادشاه هلند (سمت راست تصویر) به صورت ناشناس در هواپیمایی KLM در طول ۲۱ سال گذشته بود. هیچ اشاره ای به اینکه پادشاه، ویلیام الکساندر شایستگی های لازم برای کار در این هواپیمایی که از هواپیماهای فوکر کوچک استفاده می کند نداشته باشد، یا اینکه مثل وزیر عراقی مسافران را به وحشت انداخته باشد وجود ندارد. با این وجود، چنین وضعیتی انسان را به فکر فرو می برد که واقعا چند ماجراجوی دیگر خلبانی جت های غیرنظامی ما را بر عهده دارند.

در واقع، این سوال عجیبی نیست. همانطور که سایت اکونومیست اشاره می کند، مخصوصا در آمریکا در زمینه خلبان های غیرنظامی کمبود وجود دارد. هزینه های آموزش خلبانی چنان بالا و دستمزدها آنقدر کم است – مخصوصا در هواپیمایی های داخلی که معمولا سکوی پرش به سمت شرکت های هواپیمایی بین المللی هستند- که کفگیر به ته دیگ رسیده است! برای کار در خطوط هوایی ایالات متحده، خلبانان غیرنظامی باید ۱۵۰۰ ساعت تمرینی را در آسمان گذرانده باشند. همین به نوبه خود هزینه سنگینی دارد. بر طبق گزارش فایننشال تایمز، هنگامی که بازپرداخت هزینه های دوره های آموزشی را به حساب می آوریم، رقم دریافتی برخی از خلبان های تازه تایید صلاحیت شده به زیر کف حقوق می رسد. در گذشته، بسیاری از خلبانان غیرنظامی از نیروی هوایی وارد این بخش می شدند، اما امروزه شرکت های هواپیمایی از افراد غیرنظامی استفاده می کنند. سال گذشته، بوئینگ اعلام کرد که احتمالا در بین سالهای ۲۰۱۶ و ۲۰۳۵، صنعت هواپیمایی به ۶۱۷۰۰۰ خلبان جدید نیاز خواهد داشت. هیچ کس به اندازه ای خوش بین نیست که باور داشته باشد که چنین رقمی محقق خواهد شد. بنابراین، شاید پاسخ این مشکل، استخدام خلبانان مستقل بیشتری باشد – مثل پادشاه ها و وزرا!

پیشنهادات منطقی تری هم در این زمینه به ذهن متبادر می شود. اول از همه، اگر تعداد خلبان ها کمتر و کمتر شود، شرکت های هواپیمایی مجبور می شوند که مبالغ بیشتری را به آنها بپردازند؛ در این صورت این حرفه در بلندمدت به شغل جذاب تری تبدیل خواهد شد. به علاوه، احتمالا خطوط هوایی مجبور خواهند شد که در اعتماد به خلبان های جدید سختگیری کمتری به خرج بدهند. یک راه حل، استخدام خلبان از کشورهای خارجی است که البته لزوما ارزانتر تمام نمی شود (به خلبان های واجد شرایط خلبانی هواپیماهای سوپرجمبوی A380 برای حضور در شرکت های چینی، حقوقی بالغ بر ۳۰۰۰۰۰ دلار پیشنهاد می شود). در برخی از کشورها تجربه قبلی خلبانی الزامی نیست. در عوض، نیروهای جدید وارد برنامه های تمرینی شرکت هواپیمایی می شوند و خلبانی جت های مسافربری را از پایه آموزش می بینند. مجموعه آموزشی امارات هر ساله از ۲۰۰ نفر در دوره آموزشی سه ساله خود ثبت نام به عمل می آورد. این به نوبه خود می تواند یک مدل مناسب برای پیاده سازی در آمریکا باشد.

به هر حال، پادشاه ویلیام الکساندر جزو دانشجویان خلبانی امارات نخواهد بود. بر اساس گزارش دتلگراف (De Telegraaf)، KLM در حال خارج کردن فوکر از ناوگان هوایی خود است. بنابراین، این فرمانروا باید به عنوان کمک خلبان بویینگ ۷۳۷ مجددا تحت آموزش قرار بگیرد. با این وجود، او برای پروازهای طولانی پیشگام نخواهد شد. آنطور که خودش می گوید، چنین پروازهایی نیاز به توقف در میانه راه دارند و در صورت بروز موارد اضطراری، به موقع به کشورش هلند نخواهد رسید.