۱.روز خود را چگونه آغاز می کنید؟

من روزم را با قهوه و چک کردن ایمیل هایم شروع می کنم. مایلم به خودم کمی زمان برای بیدار شدن و پاکسازی صندوق ورودی ایمیلم بدهم، پس می توانم روز خود را با نشاط آغاز کنم. سپس در حالی که به رادیوی ملی گوش می کنم برای رفتن سرکار حاضر می شوم، و اینگونه از تمامی خبر ها آگاه شده ام.

۲.روز خود را چگونه پایان می دهید؟

پس از تمام شدن کار روزانه، به خانه می روم، شام می خورم و به برنامه راهبردی شرکتمان و چگونگی انجام کار توسط تیم فکر می کنم. برای تمرکز در حالتی که بتوانم بخوبی فکر کنم، کمی مشغول حل جورچین پیچیده می شوم. دنبال سخت ترین جورچین میگردم آنقدر سخت که مرا به فکر وادارد و درگیر سطوح عمیق آن شوم. خانه ام شبیه خانه هایی ست که انگار دوازده سال در آن زندگی کرده اند اما بدرد من می خورد.

۳.چه کتابی ذهنیت شما را عوض کرده است و چرا؟

من کتاب انسان خردمند:تاریخ مختصر بشر اثر یووال نوح هراری را دوبار خواندم. این کتاب نگرش مرا نسبت به هرچیزی از رفتار انسان گرفته تا چگونگی ایجاد صنعت و چگونگی رسیدن بشر به جایی که امروز هست گسترش داد. فکر میکنم این کتاب بیشتر از هرچیز زندگی مدرن را در پس تاریخچه ی درازمدت بشری زمینه سازی می کند. به نظرمن این کتاب گویی هوش و ذکاوتی به زندگی من آورده است که تاقبل از خواندن آن نداشته ام.

۴.چه کتابی را همیشه توصیه می کنید و چرا؟

زندگی نامه ی ایلان ماسک نوشته ی اشلی ونس. به نظرمن، ایلان ماسک بزرگ ترین کارآفرین زنده ی دنیاست. و داستان زندگی او برای هر کارآفرینی الهام بخش و عملگراست. معمولا تنها افرادی که کتاب های توصیه شده را جستجو میکنند کارآفرین ها هستند. بنابراین،از زمانی که کتاب منتشر میشد خواندن آن را توصیه می کردم و نسخه های کپی کتاب را میبخشیدم.

همچنین کتاب  تنها با اختراع:چگونه ما طلا کاری را ایجاد کرده و روش خرید در میلیون ها مغازه را تغییر دادیم نوشته ی الکسیس می بانک و الکساندرا ویلکیس ویلسون را توصیه می کردم. من این کتاب را به هرکارآفرین و موسس شرکت تجارت محوری پیشنهاد می کنم.چون  این کتاب داستانی اعجاب انگیز و غنی دارد که چگونگی تغییر واقعی خرید در طول مدت کوتاه را توسط الکساندر و الکسیس، مؤسسان   ) گروه شرکت طلاکاری بیان می کند.Gilt Groupe)

۵.چه تدبیری برای تمرکز کردن و ادامه دادن به آن وجوددارد؟

دو راه برای متمرکز ماندن وجود دارد. راه اول فهمیدن این نکته است که چگونه راهی به وضعیت گردشی خود پیدا کنید. راه دوم تمرکز واقعی در آن کار بخصوص و گذراندن چندساعت درباره ی آن است. تدبیر من برای تمرکز درباره ی میزان معینی از حریم خصوصی، و برنامه ریزی مشخص شده ام است. مایلم در مکانی عمومی اما در قسمت خصوصی آن محل باشم.

حرکت کامل و ناگهانی چیزیست که شما همچنین برای تسلط یافتن بر هنر سریع تعویض دنده ها نیاز دارید. بنابراین من لیست های فراوانی را نگهداری می کنم که اجازه ی تعویض وظایف بدون فراموشی یا گم کردن چیزهایی که میدانم باید به آنها برگردم به من می دهد. اگر شما همه چیز را فقط روی کاغذ بنویسید کارتان تمام شده و باید انجامشان دهید بنابراین میدانید که طناب را گم نکرده اید و می توانید خیلی سریع به طناب بعدی پرش کنید.

۶.وقتی کودک بودید دوست داشتید زمان بزرگسالی چه کاره شوید؟

هنرمند. این تمام چیزی بود که میخواستم باشم، و چیزی است که بودم تا زمانی که شروع به خرید و فروش اینترنتی (تریدسای) کردم.

۷.از بدترین رییسی که تا بحال داشتید چه یاد گرفتید؟

من تا بحال رییسی نداشتم. اما از مشاهده ی افرادی که در شرکت ما رییس بودند یادگرفتم که چقدر همه ی ما بر دیگری تاثیر میگذاریم و چقدر یک رهبر باید مراقب باشد که از چه کلماتی استفاده می کند. این یک مسئولیت مهم برای رییس بودن یک شخص است، تا آنچه در ذهن دارد را بگوید و آنچه می گوید را بفهماند و درباره ی حرف هایش متفکر باشد.

۸.چه کسی بیشترین تاثیر را در زمان ایجاد شغل و اتفاق کار آفرینی روی شما گذاشت؟

جان دوئر (سرمایه گذار)، که عضو هیئت مدیره است. او رهبری فوق العاده و معرکه است که متوجه شد چگونه خودش را در موقعیت های مختلف سبک سنگین کند که من تابحال اینگونه شخص دیگری را ندیده بودم. فکر میکنم که او روی من تاثیری گذاشت که بیخیال برخی مسائل شوم و روش مقیاس بندی را یادبگیرم—یعنی بگذارید بقیه افراد کار کنند و از شر کارهایی که سابقا انجام میدادید خلاص شوید تا بتوانید ظرفیت و توانایی بیشتری کسب کنید.

۹.کدام سفر شما را تغییر داده است؟

به مکزیک رفتم و مدرک کارشناسی ارشدم را در هنرهای زیبا گرفتم. بیش از سه سال آنجا ماندم. قراربود سفر کوتاهی باشد که به طولانی مدت تبدیل شد. و زمانی که از مکزیک برگشتم، تفاوت درنحوه ی رفتار با اشیاء مرا شوکه کرد. دور انداختن وسایل و اشیا در مکزیک به ندرت اتفاق میفتد. شما چیزی را دور نمی اندازید. این موضوع واقعا الهام بخش من بود که تریدسای را راه بیندازم.

۱۰.الهام بخش شما چه بود؟

مشتریان و تیم ما. نمیدانم چگونه برای داشتن تمامی آنها در زندگی ام آنقدر خوش شانس بودم. فکر می کنم دانستن این که ما در ارتباط با میلیون ها زن هستیم و زندگی شان را کمی آسانتر و اقتصادی تر می کنیم و به آنها قدرت نگاه کردن و احساس کردن به روشی که خودشان می خواهند می دهیم بی نهایت الهام بخش است. همچنین تماشای تیمی درحال یادگیری و رو به .رشد، که روز به روز بهتر قوی تر و با استعداد تر می شوند. وجود چنین افراد فوق العاده ای انگیزه را برای هرروز سرکار آمدن بالا می برد.

۱۱.اولین ایده ی تجاری تان چه بود و به کجا ختم شد؟

اولین ایده ی تجاری من تریدسای بود. میدانم بسیاری از کارآفرینان یک لیوان لیموناد را در سن دوازده سالگی درجه بندی می کردند اما من اینطور نبودم. من از جایی خلاق تر آمدم. تمام پروژه های من درباره ی خلق هنر و آثار هنری بود.

۱۲.شغل اولیه ای که چیزی مهم و کاربردی به شما آموزش داد چه بود؟

من در طول دبیرستان و دانشکده به روش خودم کار متصدی بار می کردم. یادگرفتم که افراد در هنگام گرسنگی بدجنس و خشمگین اند و زمان نوشیدن خوب و مهربان.

همچنین، در هر جمعی یاد گرفتم – درجایی که افراد یا گروهی از سرمایه گذاران برای شام بیرون می روند— آنها اولی و دومی و بدگو می شوند. اگر شما بتوانید تشخیص دهید که آن افراد در یک گروه هستند، رسیدن به نتیجه ی دلخواه کمی آسانتر است.

۱۳.بهترین توصیه ای که تا بحال گرفتید چه بوده است؟

زمانی که در اوایل شروع راه اندازی تریدسای بودم شخصی به من گفت که تنها دلیل شکست هر تجارتی تمام شدن پول است. و به عنوان کار آفرین و موسسٔ، شغل من نگه داشتن سوخت در مخزن است. اگر تجارت یک اتوبوس باشد، تنها دلیلی که اتوبوس را متوقف می کند تمام شدن سوخت آن است. به این خاطر است که هر تجارتی بالاخره پایان می یابد.گاهی اوقات زمانیکه شما به عنوان رهبر متمرکز بر دیگر قسمت های تجارت هستید مشخص است که اصول رایج و پایه ی آن را فراموش کنید.

۱۴.بدترین توصیه ای که به شما شد چه بود؟

چندین سرمایه گذاری که در مرحله اول کار با من همکاری می کردند درباره ی ظاهرم نظر دادند و به من گفتند باید بجای نشان دادن خودم در جلسات مانند شخصی که سه روز مداوم را پشت رایانه گذرانده،که البته کاری بود که در آن زمان داشتم انجام می دادم، چیزی بیشتر از کارآفرین عرصه مد جلوه کرده و نشان دهم. توصیه ی غیرقابل تحمل و بدی بود. آن چیزی که ظاهرتان نشان می دهد لزوما ارتباطی با کیفیت کارتان یا اعتبار قدرتتان ندارد. فکر میکنم هرکس که گمان می کند ارتباطی وجود دارد محتملا ارزش شراکت و سرمایه گذاری ندارد.

۱۵.معتقدید چه ضربه ای از بازدهی و سوددهی ممکن است بخورید؟

لیست سازی بد. تمایل دارم دوباره لیستم را حدود سه بار درروز اولویت بندی کنم. بنابراین من ده دقیقه وقت خواهم گذاشت و از خودم می پرسم با چیزی که الان میدانم، مهم ترین چیز در این لیست چیست؟اورژانسی ترین چیز در این لیست چیست؟ همانطور که شمابه عنوان یک کارآفرین رشد می کنید و برای سودده ماندن و نه صرفا اشتغال تکه های متحرک بیشتری را مشاهده می کنید، شما کاملا باید اولویت بندی کردن با فراوانی بیشتر را متوقف کنید.

۱۶.آیا برنامه موبایل یا وسیله ای وجوددارد که در روشی اعجاب انگیز کارها را انجام دهید یا پیگیری کنید؟

من از وسیله ای بنام برنامه یادداشت (تریدسای) استفاده میکنم که اجازه می دهد شما کتاب های مختلفی از یادداشت ها و لیست ها را ایجاد کنید. بنظرم برنامه بسیار کاربردی است.

برای جریان های کاری، راه حل های جالب زیادی وجوددارد، اما ما یافتیم که اسناد گوگل بهترین و انعطاف پذیر ترین راه برای پیگیری، انتشار و جمع بندی کوهی از فایل هاست.

۱۷. معنای تعادل زندگی و کار برای شما چیست؟

من هنوز در حال درک و فهم این مسئله هستم، اما فکر میکنم یعنی پیوستگی کار و زندگی. توانایی رفتن به تعطیلات غیر از انجام کارها وقتی که شما درگیر آن هستید. یا استراحت کردن در حال کار برای انجام چیزهایی که حس تفریح و آرامش منتقل کنند. اما حقیقتا این موضوع چیزی نیست که من قبلا مسلط شده باشم.

۱۸.چگونه از فرسودگی شغلی جلوگیری می کنید؟

می دانید مردم درباره ی پزشکان چه می گویند:زندگیشان مال خودشان نیست چون همیشه در دسترس هستند.

و این امر برای صاحب منصبان و کارآفرینان نیز صدق می کند. بنابراین من نمی توانم همیشه از فرسودگی شغلی اجتناب کنم، اما یاد گرفته ام چگونه به سرعت خود را با ترکیبی از تمرین آرامش ذهن  بازیابی کنم و به شخصه برای خودم یک سفر کوتاه به کویر، به  پالم اسپرینگز شفا بخش است.

۱۹. چه تدبیری برای نوآوری می اندیشید زمانی که در خلاقیت به بن بست می رسید؟

انجام کار هنری. این چیزیست که شریک من ساش کاتانزاریته نیز بسیار به آن باور دارد. در دفتر، ما وسایل ساخت آثار هنری داریم پس اگر هرکس احساس کند به در بسته برخورد کرده است می تواند نقاشی کند یا یک سازه ی لگویی بسازد.

۲۰.درحال حاضر در حال یادگیری چه چیزی هستید؟چرا این مسئله مهم است؟

من در حال یادگیری تفکر و اندیشه عمیق و کمی تلقین به نفس هستم.مسئله ی مهمی است زیرا زمانیکه شما بیش از حد بر تسلط و دستیابی تمرکز می کنید، همانطور که من در کارم بودم، فراموش می کنید چیزهای دیگری هم در زندگی وجود دارد که می تواند به همان نسبت یا حتی بیشتر تکمیل باشد. من دانش آموز متفکر فروتنی هستم. تاکنون بسیار بد عمل کردم اما به آن ادامه می دهم چون به ارزش های آن معتقدم.