کار یکنواخت در ساخت یک کسب و کار و ایجاد خاطره شاد برای مشتریان به شدت سخت است. درک موفقیت های یک شبه که امواج رادیو و تلوزیون را پر کرده،سنگین است، ساعت ها کار کردن و پاداش نا چیز گرفتن و مبارزه برای دستیابی به استارتاپ اساسی  سود آور بسیار پر مشقت است.

پس از گذشت چند سال از اجرای دقیق یک ایده برای تبدیل به کسب و کار، بسیاری از کارآفرینان  احساس خستگی کرده و به فروش آنچه  تولید کرده می کنند  و باز نشسته می شوند و یا اینکه یک ایده جدید که مورد علاقه شان بود را در دست گرفتند. این دقیقا جایی است که من خودم را پس از 23 سال و درآمدهای  ناپایدار درآن یافتم. چراغ های دفتر من در طی ساعات کاری شب و صبح زود سوخته اند. همه زمان ام را به دور از خانواده و دوستان گذراندم و در حال تلاش و کوشش بودم.

زمانی که دریافتم چگونه می توان یک کسب و کار ایجاد کرد،هیچ ایده ای برای فرار از این وضعیت نداشتم.  و تصمیم گرفتم  یک مدیر ارشد مطمئن را در هیئت مدیره به کار بگیرم. من ایده مورد مشاوره را دوست داشتم و روز به روز تلاش ام بیشتر می شد و شرایط  بهبود می یافت.

یک شب یکی از همکاران کارآفرین  ام  مرا به صرف به منزلش دعوت کرد. پس ازخوردن نوشیدن ، او لبخندی زد و یک عمارت 8000 متر مربعی که مشرف به دریاچه زیبای نورمن بود را به من نشان داد. من از وی پرسیدم چگونه اینقدر خوش شانس بوده است. او لبخندی زد و به

سادگی گفت: “تصمیم گرفتم یکی از اختراعات را بفروشم و آن را در یک قالب  طلا و انتهای رنگین کمان گذاشتم.”

وی سپس تا شب در مورد چگونگی تبدیل از بنیانگذاری به سرمایه گذار شدنش برایم گفت . اکنون روزهای وی با اشتیاق به شدن و آرزوی پیگیری ویاهایش با پول و رهبری اش پر شده است.

1.ارزش گذاری یک کسب و کار بر اساس سوددهی

دوستم به من گفت که اگر می خواهی کسب و کارت را  به سرعت بفروشی ، باید آن را بر اساس سود به دست آمده توسط شرکت، قیمت گذاری کنی.درآمد چند سطحی مناسب ترین روش قیمت گذاری برای خریدار است و آنها بر اساس سود خالص به دست آمده در سال های قبل بابت آن پول پرداخت می کنند. این یک سیر موفقیت آمیز است که به تعینن صحیح قیمت کسب و کار بدون نیاز به مذاکرات غیر جذاب کمک می کند.

استیور رابینز، روش مقاله اش را با توجه به رویکرد وارنت بافرز در قیمت گذاری کسب و کار ارائه داد. “وارنت بافر از تجزیه تحلیل  های جریان نقدینگی تخفیف یافته  استفاده کرد. او دقت کرد که چه مقدار پول در هر سال توسط کسب و کار ایجاد می شود و این پروژه ها را  به آینده نیز تعمیم داد و سپس ارزشی که جریان نقدینگی “تخفیف یافته” با استفاده از نرخ سود خزانه داری بود را تعیین کرد ”

اگر این مورد به اندازه کافی برای  سومین ثروتمند دنیا مناسب باشد، برای کار شما که عالی است.

2.ارزش گذاری کسب و کار بر اساس ظرفیت

در صنعت فناوری استاندارد بیشتری برای مشاهده ارزش کسب و کار و اندازه گیری ظرفیت سرمایه گذاران در عایدی های بالقوه وجود دارد. با اینکه بیلیونری مانند مارک کابن سرمایه گذاری سنگینی  در

استارتاپ ها طلب کرده و مراحل اولیه تکنولوژی خطر FOMO “ترس از دست دادن سرمایه” را دارد ولی هزینه خریداری یا سرمایه گذاری در تکنولوژی ممکن است با تزریق هیجان به سرمایه گذاران و دور زدن خطر تامین شود.

بدیهی است ارزش گذاری یک کسب و کار بر اساس ظرفیت آن  برای بنیانگذاران بسیار سود آور است. از همه اینها گذشته، حتی در یک سرمایه گذاری ضعیف، ظرفیت خیلی زیاد است. بنابراین، اگر با خریداران مذاکره طولانی دارید، از آنها بخواهید کسب و کار شما را بر اساس تناسب ظرفیت محصول یا خدماتی که شرکت به مشتریان ارائه می کند، ارزش گذاری کنند.

3.خانه داری خوب

هیچ کس نمی خواهد لیمو بخرد. خریداران می خواهد یک معالمه شفاف و بدون دردسر مالکیت داشته باشند و  فرقی نمی کند خریدشان ماشین باشد یا کسب و کار.بنابراین اگر می خواهید کسب و کارتان را بفروشید، مقاله آرمین لایدر “7گام فروش کسب و کارتان” را ملاحظه کنید.

“در ابتدا شما باید همه صورت های مالی و عایدی های مالیاتی سه سال گذشته را جمع آوری نموده و سپس با کمک یک حسابدار متخصص مطمئن شوید که همه اوراق، سفارش داشته اند، بخش های دیگر کارهای اداری شامل قراردادهایی برای مکان های استیجاری، اثبات مالکیت دارایی هایتان و هر نوع بدهی کسب و کار است”.

اگر بتوانید بدهی را از دفتر کل کسب و کار حذف کنید،به بالاترین سطح وظیفه کاری رفته اید و پرداخت آن بدهی منتفی می شود.باید مطمئن شوید که قراردادها در نهایت صحت و درستی میان شرکا بسته شده و نیز اطمینان حاصل کنید که هر موسس به شکل رضایت بخش کارهای گذشته را جبران کرده  و البته شما   باید آنها را یک حلقه تصمیم

فروشتان نگه داشته باشید. اگر مالک فعلی شرکت، رئیس هم باشد، برای سفارشات کاغذ بازی و قرارداد وجود دارد و کسب و کار به خوبی اجرا می شود و در ضمن شما زمان کمتری برای برانگیختن خریدار صرف می کنید.

ملاقات موسس با سرمایه گذار تجربه چالش بر انگیزی است ولی ارزش بالقوه  دارد.و این همان  زمانی است  که همه کارهای سخت و فداکاری ها ثمر می دهند. در نتیجه می توانید بازنشسته شوید و زندگی شخصی تان را ادامه دهید. ولی در مورد بازنشستگی (یا استارتاپ بعدی) خیلی هیجان نداشته باشید زیرا هزینه بردارند.