اهمیت ندادن به کار و همکاران

لازم نیست با همکارانی که با آنها مشکل دارید وارد رابطه ای عمیق شوید اما نباید احساساتان نسبت به محیط کار را با بی احترامی به دیگران نشان دهید.

برای مثال شما نمی توانید هر روز با سی دقیقه تاخیر به سرکار بروید. یا اینکه کارها را سرسری گرفته و با بی دقتی انجام دهید. این رفتارها نه تنها روی اطرافیان بلکه روی شما نیز تاثیر گذار خواهد بود.

به یاد داشته باشید که در صورت پیدا کردن شغل جدید، همکاران فعلی به عنوان منبع ارزیابی شما شناخته خواهند شد. طبیعتا تمامی آنها در نارضیاتی شما نقش ندارند، پس خالی کردن خشمتان بر سر آنها تصویری از یک همکار خشمگین بدون منطق از شما می سازد.

از طرف دیگر اگر آنها را مقصر را می دانید، سعی کنید از این روش به عنوان راهی برای کنترل خشم و کنار آمدن با افراد چالش برانگیز استفاده کنید.

۲٫ از جستجو برای شغل جدید خودداری نکنید

احتمالا گاهی اوقات فکر می کنید نمی توانید از شر کار فعلی خلاص شوید چون هنگام رفتن به خانه آنقدر خسته اید که دیگر نای گشتن به دنبال یک کار جدید را ندارید. البته این حرف قابل درک است اما مشکل اینجاست که کس دیگری اینکار را برای شما نخواهد کرد و اگر زحمت گذشتن به دنبال یک کار جدید را به خود ندهید باید سال های سال در شغل فعلی مشغول به کار باشید.

با محدودکردن ساعت گشتن به دنبال یک کار جدید به سه ساعت در هفته، اینکار ساده تر شده و به زودی متوجه می شوید که داشتن یک برنامه منظم زمانی نه تنها در زمینه جستجو ی شغل بلکه برای انجام کارهای دیگر در اوقات فراغت نیز مفید خواهد بود.

۳٫ این مساله را با دیگران در میان بگذارید

ممکن است با خود فکر کنید که نباید این مساله را با افراد دیگر و بویژه همکارانتان در میان بگذارید، چون ممکن است در آینده از آن سوء استفاده کنند، اما واقعیت این است که با پر شدن ظرفیت ممکن است یکباره این نفرت جمع شده در مکان و زمانی که نباید طغیان کند

علاوه بر این نگه داشتن این احساس منفی درخودتان سودی ندارد، اگرچه ممکن است فکر کنید دیگران حوصله گوش دادن به مشکلات شخصی را ندارند، اما بهتر است به آنها اعتماد کرده و مشکلاتتان را با افراد باتجربه تر در میان بگذارید؛ ممکن است آنها قبلا با این چالش ها مواجه شده و راه حل های مناسبی را پیش پای شما بگذارند.