اختلال شخصیت مرزی

دوستی داشتم که هیچگاه قابل پیش‌بینی نبود گاهی از شدت خوشحالی چنان قهقهه سر می داد که گویی برنده ی جایزه بانک شده است و گاهی برای بی دانه ماندن پرندگان در زمستان چنان ضجه سر می‌داد گویی عزیزترین اش را از دست داده است .

اختلال شخصیت مرزی اختلالی است که در سازمان به شدت مشکل آفرین است . فردی که دچار این اختلال باشد چرخش آنی خلق دارد. به این معنا که نه شادی در وی پایدار است و نه غم، نه در دوستی ماندگار و نه در دشمنی !

به یک لحظه میان جلسه ای که همه چیز به خوبی پیش می رود بدون محرک خاصی یکباره تغییر رفتار می دهد ؛ غمگین می شود و یا عصبی یا دچار استرس می شود و این ها کاملا غیرقابل پیش بینی هستند .

رفتارشان از اطرافیان را دچار سوء تفاهم می کند .فرد دچار این اختلال دچار یک تضاد در رفتتارش است بدین صورت که هم به اطرافیانش وابسته است و هم با آنها خصومت دارد. حتما افرادی را دیده اید که بر سر یک موضوع ساده فریاد می‌زنند، توهین می‌کنند و بعد از مدت کوتاهی سعی در دلجویی طرف دعوا دارند .

وقتی بابت رفتارشان از آنها توضیح می خواهید می گویند :

در عصبانیت نباید با من حرف بزنید !

در دعوا حلوا خیرات نمیکنند!

یا یک لحظه کنترل خودم را از دست دادم !

 امثالهم…

حضور چنین فردی در سازمان به شدت جو دوستانه و همکاری را مختل می‌کند چرا که رفتار شهروندی سازمانی ضعیفی از خود بروز می دهند و از آنجا که این رفتار باید دو سویه باشد و فرد مبتلا به اختلال در یک سوی این تعامل همیشه با تضاد و تنش رفتار میکنند. بی ثباتی رفتاری فرد در تعامل با دیگران همکاران ارباب و مراجعین باعث ایجاد حس بی اعتمادی به وی می شود.

افراد دچار این اختلال برای فرار از تنهایی بدون در نظر گرفتن چارچوب‌های سازمانی و اخلاقی با غریبه ها ( که ممکن از مراجعین سازمان یا مشتریان باشند ) دوست می شود . گاهی ارباب رجوعی را به عنوان دوست انتخاب می کنند و دور از ذهن نیست با توجه به بی ثباتی اخلاقی ارتباط سازمان با ارباب رجوع را تحت الشعاع قرار داده و به بیراهه می کشند.

 از نظر اینها افراد یا خوب مطلق هستند یا بد مطلق ! از این رو مدیری که پاداش می‌دهد خوب مطلق است و مدیری که توبیخ می کند بد مطلق!

این افراد کمتر به دنبال نقایص رفتاری خود می گردند و همیشه احساس می کنند در حق آنها اجحاف شده است . احتمال ترک سازمان ، ترک تحصیل ، ترک محل زندگی ، ترک نزدیکان و … در این ها بسیار است . در سازمان فرد دچار این اختلال در دوره های زمانی کوتاه‌مدت تصمیم به ترک کار خود می‌گیرد و به سرعت پشیمان می شود.صفر و یک بودن عادات فرد باعث عدم تمرکز و انجام درست کارها می شود و در نتیجه کارایی فرد به شدت پایین می آید.

با توجه به رزومه کاری این افراد تغییرات متعدد حیطه شغلی در فاصله زمانی کوتاه مدت مشاهده می‌شود ؛ که البته دلیل این تغییر غیر موجه است  (این تغییر شغل نباید دلیلی چون ورشکستی شغل قبلی یا کسادی بازار به دلیل ورود تکنولوژی های جدید و … باشد ).

نکته مهم آنست که ممکن است فرد دچار این اختلال در بعضی آزمون های هوش قدرت بالایی از خود نشان می‌دهد ؛ پس نمیتوان او را فردی با قابلیت های کم شمرد.

ولخرجی ٰ سوء مصرف مواد ،‌ رانندگی پرخطر،  تهدید یا اقدام به خودزنی و خودکشی ، دشواری در کنترل خشم ، نداشتن خواب مداوم و راحت زنگ خطر برای مدیر است . این جا به جای هر تصمیم دیگری به مشاوره با یک روان درمانگر نیاز داریم .درمان دارویی در کسانی که حاضر به همکاری با روان درمانگر هستند توصیه نمی‌شود.

در تشخیص این اختلال هیچ یک از موارد یاد شده نیست به تنهایی ملاک نیست و حتما به مصاحبه حضوری با روان درمانگر نیاز است . هرگونه تشخیص و نظر قطعی بدون مصاحبه حضوری بین فرد و درمانگر خلاف اصول حرفه ای ست.

 

قسمت اول

نویسنده خانم صبانه بهاروند

کارشناس ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی

ایمیل مستقیم : baharvand@rezadabiri.com

تیم تحریریه تیم وب سایت رضا دبیری