هنگامی که در مورد پذیرفتن یک ریسک تردید دارید، از خودتان بپرسید «چرا همین الآن نه؟»

 

عصر جدید به طرز تفکر جدید نیاز دارد و سال جاری پیشتاز تغییرات واقعی در دنیای کسب و کار است.

اخیرا گروه مشاوره بوستون، یک کتاب الکترونیکی با عنوان «تحول: ایجاد و حفظ عملکرد موفق» را منتشر کرده است. این کتاب استدلال می کند که شرکت ها باید به گونه ای فعالیت کنند که همیشه آماده تغییر و تحول باشند و در هر لحظه بتوانند تاکتیک های خود را تغییر دهند.

به عقیده این گروه، تحول چیزی نیست که هر ۱۰ سال یکبار و آن هم در واکنش به یک بحران اتفاق بیفتد، بلکه فرآیندی است که مدیران به واسطه آن مدل فعالیت، فرهنگ و استراتژیهای کسب و کار خود را بهبود بخشیده و تقویت می کنند.

شاید مفهوم تحول ترسناک به نظر برسد، اما رهبران بزرگ قدرت این رویکرد را درک می کنند. شرکت های موفق زیاد شکست می خورند، اما از اشتباهات خود درس می گیرند و به سرعت دوباره روی پای خود می ایستند. نکته قابل توجه این است که حتی تغییرهای کوچک هم می توانند روند فعالیت ها را تسریع کنند. البته گاهی تغییر و تحول پرچالش و دلسردکننده است، اما این جا است که یک رهبر قوی می تواند اهمیت خود را نشان دهد.

هنگامی که کارکنان شرکت مشاهده می کنند که مدیران و عوامل اجرایی ویژگیهای الهام بخشی دارند، اعتقاد پیدا می کنند که حتی مشوش کننده ترین تغییرات هم به نفع آنها است. من این را می دانم، چرا که در طول ۲۰ سال فعالیتم در حوزه روابط عمومی به دفعات شاهد آن بوده ام. علیرغم اینکه من هم اشتباهاتی داشته ام، اما از تک تک آن اشتباهات ایده های ارزشمندی به دست آورده ام و از آن اطلاعات برای تقویت شرکتم استفاده کرده ام.

ما برنده جوایزی شده ایم و در میان لیست ۱۰ شرکت روابط عمومی که بیشترین رشد را داشته اند قرار گرفته ایم، زیرا هرگاه که شرایط اقتضا می کرده است، تغییر را با آغوش باز پذیرفته ایم. آنچه در ادامه می آید پنج درسی است که درباره چیزی که خودم اسم آن را «عامل الهام بخش» گذاشته ام یاد گرفته ام:

 

  1. هنگامی که با تردید مواجه می شوید، از خود بپرسید «چرا حالا نه؟»

بسیار اتفاق می افتد که مدیران بخاطر ترس از نتایج منفی و نامناسب، در پذیرفتن ریسک تردید می کنند. اما اگر تصمیم گیران کسب و کارها برای رشد شرکت تلاش نکنند، کسب و کار راکد خواهد شد.

اِیمی جو مارتین، نویسنده، سرمایه گذار و سخنران، مدیران را تشویق می کند تا هرگاه که تمایلی به دست به کار شدن ندارند از خود بپرسند که «چرا حالا نه؟» یکی از پادکست های او با ترغیب مدیران به شکستن نگرش بدبینانه خود و تلاش در جهت نوآوری روی همین سوال تمرکز می کند. او با غول دنیای کسب و کار، مارک کیوبِن، سوفیا آمورسو از گِرل باس و متفکر برجسته، سایمون سینِک -و بسیاری دیگر- به گفتگو پرداخته تا ببیند که آنها به سوال مهم «چرا حالا نه؟» چگونه پاسخ داده و گام های بعدی را چطور بر می دارند.

مدیریت توام با اعتماد به نفس به دیگران انگیزه می دهد تا به دنبال کسب دستاوردهایی باشند که هیچگاه جراتش را نداشته اند. بر اساس نظر دنیس وِیتلی به عنوان یک نویسنده و سخنران، هرچه انسان بیشتر از خودراضی یا ترسو باشد، خروج از منطقه امن برایش دشوارتر می شود. به طور خلاصه، هیچ کس با ادامه روند فعلی خود پیشرفت نمی کند.

پیام اصلی این است که برای اینکه به کارکنان خود نشان بدهید که شرکت با قدرت و جسارت در حال حرکت رو به جلو است، باید استراتژی های جدیدی را پیاده کنید و آنها را تشویق کنید تا با قدرت و جسارت به پیش بروند.

 

  1. روی دیگران تمرکز کنید.

کارآفرینان توانا نگران دارایی های خودشان نیستند؛ در عوض، روی نیازهای تیم خود تاکید دارند و به دنبال راه هایی هستند که به واسطه آنها بتوانند به موفقیت آنها کمک کنند. همانطور که استیو فاربِر، بنیانگذار موسسه مدیریتی اکستریم می گوید: «رهبری ربطی به جایگاه یا عنوان ندارد؛ بلکه چیزی که مهم است این است که شما چه کسی هستید، چگونه زندگی می کنید و آیا توان لازم برای تاثیرگذاشتن بر دیگران به منظور ایجاد تغییرات مثبت را – در کار و فراتر از آن – دارید یا خیر.»

فاربر در کتاب خود با عنوان عالی تر از خود به بررسی این مفهوم می پردازد. او در مورد هدف حقیقی مدیران – که رشد دیگران است – به بحث می پردازد و چارچوب سه راه اصلی برای دستیابی به این امر را اینطور ترسیم می کند: رشد خود، وقف خود و تکرار خود.

این کتاب یکی از جذابترین کتابهای مدیریتی است که تاکنون خوانده ام، زیرا از داستانهایی تشکیل شده که تجربه های فاربر با افرادی که به این مفهوم زندگی بخشیده اند را با ذکر جزئیات بیان می کند. یک نقل قول از این کتاب واقعا در ذهن من مانده است: «نتیجه واقعی از سخاوت در دانش حاصل می شود، نه حفظ آن برای خود. اگر قرار است که من شما را به انسان بهتری تبدیل کنم، نه تنها باید بدون هیچ محدودیتی دانش خود را به شما ارائه کنم، بلکه همه منابعی که در اختیار دارم را نیز باید به شما تقدیم کنم: رابطه ها و شبکه ام، تجاربم، ایده ها، توصیه ها و مشاوره ها و حتی وقتم.»

بنابراین، هنگامی که به اعضای تیم خود آموزش می دهید، درباره تجارب و بهترین روشهای خود سخنرانی نکنید. در عوض، ببینید که آنها که هستند، در کدام بخش ها بهترین عملکرد را دارند و در کدام بخش ها به کمک نیاز دارند. بر اساس گزارش گالوپ، رهبرانی که در پشتیبانی از دیگران از خود یک علاقه صادقانه و تعهد نشان می دهند، برای آنها الهام بخش هستند.

پس از آنکه زمینه های شرایط فعلی اعضای تیم خود را پیدا کردید، از آنها بپرسید که «چه کاری از دست من برمی آید؟» این سوال ساده می تواند مردم را قانع کند که شما طرف آنها هستید و می خواهید که با ایشان همکاری کنید. برای ایجاد تیم های با انگیزه و خارق العاده، وجود یک رهبر همدل ضروری است، لذا با کارکنان خود صحبت کنید و از دغدغه ها و نیازهای آنها آگاهی پیدا کنید.

همانطور که فاربر می گوید: «خودتان را رشد و توسعه دهید، از خودتان مایه بگذارید و در نهایت، با آموزش انجام همان کاری که دقیقا خودتان برای آنها انجام داده اید به آنها خود را تکرار کنید.»

 

  1. روی شور و شوق مشتریان سرمایه گذاری کنید

چیزی که بنیاد کسب و کار را می سازد ایجاد و حفظ رابطه است. با این وجود، بر اساس یافته های گالوپ، کمتر از یک سوم از مشتریان B2B (کسب و کار به کسب و کار) که در این نظرسنجی شرکت کرده بودند به کسب و کار مقابل تعلق خاطر داشتند. افزایش این ارقام برای کسب و کارهایی که می خواهند مشتریان بیشتری را جذب کنند و همچنین آنهایی که از قبل چنین کرده اند نبرد دشواری است. راه حل پیشنهادی من همیشه این بوده است که نسبت به کسب و کار مشتری هایتان باید شور و حرارت داشته باشید.

من و تیمم از سکوهای نفتی بالا رفته ایم، در راهروهای فروشگاه ها به این طرف و آن طرف رفته ایم و هرچه که لازم بوده انجام داده ایم تا خودمان را در کسب و کار مشتری غرق کنیم. نتیجه؟ آنها اعتقاد پیدا کرده اند که موفقیت شان برای ما اهمیت دارد و مطمئن هستند که از هرچه در توانمان است در این راستا مضایقه نمی کنیم. ما مشتریانی داشتیم که به ما می گفتند که وقتی می بینند که چطور بخاطر کار آنها هیجان زده می شویم، احساس فوق العاده ای پیدا می کنند؛ و این برای ایجاد و توسعه رابطه های خوب ضروری است.

من به تیم خودم سفارش می کنم که «مثل خودشان شیفته کارشان باشید.» پرورش اشتیاق نسبت به کار مشتری نه تنها حسن نیت ما را نشان می دهد، بلکه به ما کمک می کند تا از ارائه توصیه های غیرعاقلانه نیز خودداری کنیم. در واقع، از آنجایی که ما به اندازه خودشان برای کسب و کار آنها اهمیت قائل هستیم، استراتژی های مان تقریبا همیشه دقیق و حساب شده است.

 

  1. با اصالت رهبری کنید

بسیاری از مدیران تصور می کنند که باید محکم بوده و پاسخ همه سوالات را در آستین خود داشته باشند. من هم به عنوان یک متخصص جوان به چنین چیزی اعتقاد داشتم. اما وضعیت برای من دشوار بود، چرا که نمی توانستم خودم را به عنوان مدیری که مثل کوه استقامت دارد و هیچ وقت اشتباه نمی کند تصور کنم. خوشبختانه به این موضوع پی برده ام که اصالت بیش از تظاهر به کمال به مذاق مردم خوش می آید. در واقع، بر اساس گزارش مرکز تحقیقاتی پیو، صداقت و مهربانی در نظرسنجی ها به عنوان دو مورد از مهم ترین ویژگیهای مدیریتی انتخاب شده اند.

پیام مستتر در این بخش این است که کارآفرینان و مدیرانی که سبک رهبری منحصر به فرد خود را درک کرده و آن را با آغوش باز می پذیرند از آنهایی که تلاش می کنند تا همه چیز را به درستی انجام بدهند موثرتر واقع می شوند. مدیران با اصالت قهرمانان چندجانبه ای هستند که برای ارزشهای خود احترام قائلند، به حس درونی خود اعتماد دارند، رابطه های متعددی ایجاد می کنند و بر اساس اصول وجدانی کار می کنند.

الهام بخشیدن به دیگران، پرچالش ترین و ارزشمندترین کاری است که کارآفرینان با آن روبرو هستند. به علاوه، الهام بخشی کلید برآوردن تقاضای «همیشه در حال تحول بودن» است. هنگامی که رهبران شرکت، الهام بخش کارکنان و مشتریان می شوند، آنها با علاقه و بدون توجه به آنچه که پیش خواهد آمد در تردیدها از ایشان پیروی می کنند.