گاهی اوقات، تغییر در ریاست میان برنده ی احتمالی و بازنده ی همیشگی می تواند متفاوت باشد. مثلا، تیم فوتبال آمریکایی لس آنجلس رمز، تیمی که کمتر از یکسال پیش در فاصله ی فصول ۴ تا ۱۲ دچار انتقال کوچینگ در میانه ی سال شده بود، منحل شد.

شان مک وی مربی جدید  آمد تا به بازیکنانش انرژی ببخشد، و به رمز در زمانی که در هفت بازی متوالی بازنده شد کمک کند تا برتری اش را که کاملا از دست رفته بود دوباره بازیابی کند و فصل ۲۰۱۶ را تمام کند.

بله، رمز فوتبال بازی می کند، اما در اینجا درسی برای مالکان نوپای کسب و کار وجود دارد چون همانند ورزشکاران، کارآفرینان کارها را تحت راهنمایی کوچ های برتر بهتر انجام می دهند.

و اخبار خوبی به گوش می رسد: به علت مزایای کار رقابتی، کارآفرینان از صادرات کوچک لذت می برند، بازار برای کوچ ها شروع به تورم کرده است. طبق مطالعه ی کوچینگ جهانی ۲۰۱۶ توسط فدراسیون کوچ بین الملل و پرایس واتر هاوس کوپرز، برای کوچینگ جهانی درآمدی حدود ۴/۲ میلیارد دلار در ۲۰۱۵ تخمین زده شده است، که رکورد قابل توجه ۱۹ درصدی در سال ۲۰۱۱ را می شکند.

نیازی به گفتن اینکه چه اتفاقی برای تاجران بزرگ افتاد نیست: در حال حاضر بالای ۴۰ درصد از ۵۰۰ شرکت آینده دار، طبق مشاوره ی شرکت های گروپ، با کوچ های اجرایی کار می کنند.

اما، در حالی که کوچینگ اجرایی انعطاف لازم را بدست آورد، بسیاری از موسسان نوپا هنوز به کوچ های باکیفیت دسترسی ندارند . تضاد؟ آنها نمی توانند از عهده ی یک کوچ باتجربه برآیند، اما نیاز به کسی دارند تا بتواند شرکتشان را به نقطه ای کارآمد برساند.

چه چیزی کوچ را از منتور متمایز می کند

چندی پیش مطلبی درباره ی تضاد کوچینگ در لینکداین پست کردم، و سیلی از کامنت ها را دریافت کردم. پس از خواندن آنها متوجه شدم که بسیاری از مردم فرق بین منتور و کوچ را درک نمی کنند. در حالی که این موقعیت ها ممکن است شبیه به هم در نظر گرفته شوند، درواقع دنیایی تفاوت میان این دو وجود دارد.

”منتورها“ معمولا برای کاری که انجام می دهند از برنامه ریزی ثابت و حقوق مشخص استقبال نمی کنند. آنها به مسایل استراتژیک می پردازند، و به سوالات موسسان بدون دخالت در کارهای شرکت جواب می دهند.

از طرف دیگر، کوچ ها از کثیف کردن دست خود ابایی ندارند. آنها معمولا حقوق مشخص می گیرند و طبق برنامه عمل می کنند تا به کارفرمایان کمک کنند خودشان را بالاتر بکشند و بهتر شوند. منتور ها توصیه های خوبی می کنند، کوچ ها سوالات خوبی می پرسند.

طبق کامنت های زیر پستم، موسسان شرکت های نوپا تشنه ی یک کوچ هستند. شکافی عمیق در جامعه ی شرکت های نوپا وجود دارد به گونه ای که با کوچینگ مرتبط است.همه به آن احتیاج دارند، اما برخی افراد نسبتا مایلند کوچ را رایگان در اختیار بگیرند. بنابراین باید چه کار کرد؟

چگونه شکاف کوچینگ کارفرمایانه را کم کنیم

سوال این است که چگونه تضاد را حل کنیم و سئوهای جوان و خلاق را با کوچ های مستعد هماهنگ کنیم؟ جواب این مشکل کوچینگ در اکولولوژی پایه ی کارفرمایانه قرار دارد. با مطالعه ی تعاملات میان کارفرمایان و محیط فیزیکی آنها، چرخه ی دو سر سود معاوضات شروع به پدیدارشدن می کنند. سه گام آنها را اینجا ذکر کرده ایم:

۱.مدیرعاملان نو پا: معادله ی پایاپای برای کوچ ها. مدیرعاملان جوان ممکن است نتوانند از عهده ی پرداخت مبلغ بیش از یک میلیون دلار در سال برای شرکت در جلسات کوچینگ با تونی رابینز بر بیایند. درعوض، آنها باید کوچ هایی بیابند که مایل به ارائه ی خدمت با کمترین قیمت باشند. آنها همچنین ممکن است بتوانند خدماتشان برای کوچینگ را با چیزی در شرکت مبادله کنند.

اولین کوچ من، جیمز، نیز یکی از مشتریانم در زمانی که تازه اولین شرکت را در اوهایو تاسیس کردم بود. جیمز یک کوچ در امر فروش بود که از ما خواست وبسایتی جدی برایش بسازیم. وقتی برای بار اول با او ملاقات داشتم تا در مورد پروژه صحبت کنیم، تصادفا به کافی شاپ استارباک اشتباهی رفتم و ۱۵ دقیقه دیر رسیدم که باعث شد این درس را از او بگیرم:” در زمان ملاقات با مردم وقت شناس باش. تو جوانی و باید کارهای کوچک را برای اطمینان از اینکه دیگران تو را جدی بگیرند و مانند حرفه ای ها با تو برخورد کنند ، انجام دهی.“

بسیاری از اعضای تیم بونس فایر هنوز به یاد دارند ”اسمی“ که آن روز جیمز برای شرکت ما زمامی که کارها بخوبی پیش نمی رفت عنوان کرد. ما مشکلات و گره ها را یافتیم اما درس های خارق العاده ای یاد گرفتیم. او بعدها اعتراف کرد که عمدا به من سخت می گرفته است چون دوست داشت موفقیتم را ببیند. تمام کارفرمایان تازه کار باید شخصی مثل او در کنار خود داشته باشند تا آنها را هل دهد و به او برای شناخت هر تله ای—در درون و بیرون کار– که بر سر راهش قرار می گیرد کمک کند. جستجو کنید کسی را که احتمالا مایل به ارائه ی کوچینگ بصورت رایگان (یا نسبتا ارزان) است بیابید تا هر از گاهی کمکی کند و شما را در مسیر درست نگه دارد.

۲. با مدیر عاملان در حال رشد برای کوچ های دارای دستمزد در ارتباط باشید

مدیر عاملان شرکت های درحال رشد دارای تجربه کافی در موفقیت هستند و می دانند مشکلاتشان کجا قرار دارد، اما آنها به همه چیز تسلط ندارند. کوچ های اجرایی دارای دستمزد می توانند مدیر عاملان را مسئول نگه داشته و هوش و ذکاوت را در تصمیم های حساس به آنها القا کند، تا از آنها سرمایه گذارانی ارزنده بسازد.

دنبال چه چیزی در یک کوچ اجرایی می گردید؟ اجرایی های بی شماری تفکرات و بینش های جری کولونا را از این سو و آن سو جمع کرده اند، که از خود بازرسی استفاده می کرده تا به اجرایی های ماهر کمک کند مهارت های رهبری شان را بهبود بخشند و خودشان را بهتر درک کنند. دیگران با پرسیدن چند سوال رویکردی راه حل محور سعی کردند تا اجرایی ها را به مشکلات تجارت هدایت کنند. مانند مورد شرکت سیلیکون ولی لجند بیل کمپ بل. شخصی را بیابید که با سبک شخصی شما درگیر شود و شهریه ای ماهانه برای او به عنوان سرمایه گذاری ای ارزنده درآینده ی شرکتتان در نظر بگیرید.

طبق مطالعه فدراسیون کوچ بین الملل، ۲۳ درصد کوچ های آمارگیری شده گفته اند که آنها اصولا بر اجرایی ها تمرکز می کنند. مدیر عاملان در حال رشد نباید بخاطر صرف کمی وقت و هزینه برای کسانی که می توانند به آنها کمک کنند از پیله ی درونی خود بیرون بیایند مردد شوند.

پیوند: چرا کوچینگ اجرایی، قسمتی مهم از یک اردوی سئو محسوب می شود؟

۳. مدیرعاملان موفق را به کوچ و مشاور تبدیل کنید. مسیر کوچینگ برای کار فرمایان موفق نسبتا آسان است، چون معمولا یکی از نشانه های اصلی در پیشرفت شما به عنوان یک رهبر است. یک یا دو مدیر عامل تازه کار بیابید که واقعا به آنها ایمان دارید، و هرماه یک تا دوساعت از وقتتان را صرف جلسات کوچینگ کنید. این کار کوچینگ و رهبری شما را در حد عالی نگه میدارد، و به نسل بعدی از کارفرمایان کمک خواهد کرد.

من هنوز درحال کار هستم تا کوچ و رهبر بهتری بشوم، اما من به استارتاپ های زیادی در کشور مشاوره دادم. همچنین در نقش مشاور برای بسیاری از استارتاپ های سریع ایجاد شده بودم. اخیرا هفت مورد از آنها را به هفته ی جیتکس تکنولوژی در دبی دعوت کردیم، و صرف وقت برای منتورینگ مدیرعاملان استارتاپ ها در حین یادگیری درمورد تلاش های خاص، بسیار خوب بود.

زمانی که شما کمی تجربه کسب کردید، ممکن است ارائه ی کوچینگ را همراه با رشد مدیرعاملان فعال درنظر بگیرید. فراموش نکنید همانطور که راه را برای کوچینگ باز می کنید، بر کوچ خودتان هم کار کنید—هنوز نیاز به کمی کمک در این مسیر دارید.

کوچینگ اجرایی نباید برای کارفرمایان با روابط عمومی بالا نایاب و کم حرف باشد. یک کوچ خوب می تواند استعدادی خام را به مهارتی بی نقص یا استعدادی بی نقص را به موفقیتی نامدار و چشمگیر تبدیل کند. کوچینگ راهی است از خام ترین استارتاپ تا باتجربه ترین کهنه کاران برای آزادسازی پتانسیل دستکاری نشده و خالص.