“انسان جایزالخطاست؛ بخشش از بزرگی است”

این مثل های مشهور به یکی از خصلت های شوم انسان اشاره دارند. همه ما اشتباه می کنیم، اما به سختی می بخشیم. به علاوه، سخت ترین سرزنش مان را برای کسی کنار گذاشته ایم که بیشتر از همه به بخشش ما نیاز دارد: خودمان.

زمان تجدیدنظر فرا رسیده است.

گاهی در محل کار پیش می آید که کار خودمان را به نحو احسن انجام نمی دهیم. موقعیت هایی پیش می آید که بار مسئولیت اشتباه دقیقا روی دوش خودمان است. چنین اشتباهاتی به همان اندازه که غیرقابل اجتناب هستند، مطلوب نیز هستند، چرا که از طریق آزمایش و خطاست که یاد می گیریم و رشد می کنیم.

بیشتر بخوانید : بیل گیتس تسریع در نواوری

طرد شدن

خبرهای خوبی به گوش نمی رسد. کار یا ارتقای رتبه ای که می خواستید را به دست نیاوردید، معامله را تمام نکردید یا نتوانستید مطلب خود را در یک مجله معتبر به چاپ برسانید. کار شما به اندازه کافی خوب نبود. فرد دیگری انتخاب شد. شما شکست خوردید.

به جای اینکه خود را درگیر منفی بافی کنید، رد شدن را به عنوان یک بخش ضروری از زندگی بپذیرید. هیچ فردی از همه مسابقاتی که شرکت می کند برنده بیرون نمی آید. وینست ون گوک در تمام طول زندگی خود تنها توانست یکی از نقاشی هایش را بفروشد. استیون اسپیلبرگ سه بار از پذیرش در مدرسه فیلم باز ماند. دوازده ناشر، چاپ کتاب هری پاتر را نپذیرفتند.

اگر می توانید این طردشدگی را به یک نقطه ضعف فردی ربط بدهید، مشکل را ارزیابی و آن را حل کنید و سپس به این پذیرفته نشدن به یک تجربه آموزنده ارزشمند نگاه کنید. اگر شانس یا رقابت عامل شکست شما بود، به خودتان بیایید و دوباره تلاش کنید. همیشه راه های زیادی برای رسیدن به موفقیت وجود دارد.

 

خطای فاحش

شما فقط یک اشتباه ساده مرتکب نشدید، یک اشتباه اجتناب پذیر انجام دادید. اگر آن متن را با دقت کافی خوانده بودید، اشتباه فاحش تایپی عنوان آن را دیده بودید. اگر جزئیات ملاقات مهم خود را یادداشت می کردید، آنها را در حین جلسه فراموش نمی کردید.

ملامت کردن خودتان هیچ فایده ای ندارد، حتی اگر عامل این اشتباهات، تنبلی یا بی کفایتی شما بوده باشد. کاری که نباید اتفاق می افتاده، اتفاق افتاده است. اگر اشتباه شما قابل جبران است، ناراحتی را کنار بگذارید و برای رفع و رجوع آن برنامه ریزی کنید. اگر هم قابل جبران نیست، مسئولیت مشکل را بپذیرید، از افرادی که لطمه دیده اند عذرخواهی کنید … و بگذرید.

همیشه به یاد داشته باشید که چیزی به نام صدمات غیرقابل برگشت وجود ندارد. حتی اگر یک مشتری تصمیم بگیرد که دیگر با شما همکاری نکند یا اینکه از کار خود اخراج شوید، همیشه می توانید مشتری و کار جدیدی پیدا کنید. زندگی پر از پستی و بلندی است و ما هیچ وقت نمی توانیم به اندازه ای مراقب باشیم که همه آنها را پیش بینی کنیم. به خودتان بیایید و به حرکت به سوی پیشرفت ادامه بدهید.

 

دست کشیدن از کار

پرونده های روز میزتان سر به فلک کشیده است، اما دیگر طاقتان طاق شده است. کت تان را بر می دارید، به خانه می روید، با یک حمام گرم به تمدد اعصاب خود می پردازید … و فورا بخاطر اینکه تا آخر شب در اداره کار نکرده اید احساس گناه می کنید. مخصوصا هنگامی که ماه گذشته تا انتهای مراسم بعد از کار -که آنقدر کسل کننده بود که همانجایی که نشسته بودید چرت می زدید-، هم نتوانستید صبر کنید…

فرهنگ سازمانی مدرن، یک کارمند خوب را فردی می داند که دیوانه وار اضافه کاری می کند، با چهار ساعت خواب شبانه زنده می ماند و همه اوقات فراغت خود را صرف شبکه سازی در رویدادهای حوزه فعالیت شرکت یا ثبت نام برای یک دوره بعد از کار برای یادگیری زبان برای کار می کند. اما دستیابی به چنین تصوراتی بی فایده، تضعیف کننده روحیه و تقریبا غیر ممکن است.

واقعیت این است که مغز انسان برای تحمل این اندازه مفرط از فشار ساخته نشده است و پس از مدت معینی که به سختی کار کرد، نیاز به استراحت دارد؛ به همین دلیل وقفه های منظم بین کار در افزایش بهره وری ما بسیار موثر هستند. تفاوت زیادی بین تنبلی و تمام شدن توان انسان وجود دارد. هنگامی که متوجه شدید که بازده خود را از دست داده اید، کار را متوقف کنید. زمان بیشتری را به خودتان اختصاص بدهید، کفه زندگی را در ترازوی کار-زندگی سنگین تر کنید. با این کار حتی ممکن است ناگهان بازده شما رشد قابل توجهی نیز پیدا کند!

 

مقابله

حدودا صدمین ایمیل پرخاشگرانه ای که از خانم متنفرزاده دریافت کردید، باعث شد کنترل خودتان را از دست بدهید و در پاسخ، یک ایمیل توهین آمیز بفرستید. پس از آن هم یکی از همکارانتان دوباره بر طبق عادت همیشگی خود، هنگامی که در یک جلسه در حال صحبت بودید، وسط حرف های شما پرید! و البته این بار شما هم حقش را کف دستش (یا روی صورتش!) گذاشتید.

البته که روش های درست و مناسبی برای رسیدگی به تضادهای شخصیتی در محل کار وجود دارد و البته که عصبانی شدن ایده آل نیست. با این حال، شما انسان هستید و نه روبات. انسان ها همیشه رفتار حرفه ای ندارند، همیشه کاملا ادب خود را حفظ نمی کنند و گاهی هنگامی که طاقت شان تمام می شود کنترل خود را از دست می دهند. این واقعیتی است که خواه یا ناخواه اتفاق می افتد. بپذیرید که گاهی خون جلوی چشمانتان را می گیرد و سعی کنید موقعیتی که پس از آن ایجاد می شود را جمع کنید.

هنگامی که عصبی می شوید، اولین کاری که باید انجام بدهید این است که از موقعیتی که در آن هستید خارج شوید. تا زمانی که عصبانی هستید، نمی توانید مشکلی را حل کنید. بنابراین، برای بازگشت آرامش کمی به خود زمان بدهید و وضعیت را به صورت منطقی مورد ارزیابی قرار دهید. پس از آن، دوباره به طرفی که با وی اختلاف نظر داشتید مراجعه کنید. به دلیل اینکه صدای خود را بالا بردید عذرخواهی کنید، اما درباره مسائلی که باعث ایجاد چنان عکس العملی از جانب شما شد گفتگو کنید و پیشنهاد دهید که با همکاری هم راهی برای عبور از این ماجرا پیدا کنید. اگر طرف مقابل حاضر به تعامل نشد، در اینصورت تنها چاره شما این است که راهی پیدا کنید تا کمتر با او روبرو شوید، یا اینکه می توانید وضعیت پیش آمده را به یک مقام بالاتر اطلاع دهید و از او کمک بخواهید.