شیوه های انتقال حس خرید به مشتری

انتقال حس خرید به مشتری یکی از مهم ترین اقدامات انجام شده از سوی فروشندگان برای افزایش میزان فروش محصولاتشان و حفظ مشتری می باشد. در متن زیر به اطلاعات بیش تری در این باره اشاره شده است.

 

شیوه های انتقال حس خرید به مشتری

مشتری باید همواره در نظر داشته باشد که زمانی که محصول و یا کالایی را می بیند که در وی ایجاد انگیزه به خرید می کند و به سمت خرید آن ترغیب شود. بنابراین، محصولات باید همیشه دارای کیفیت و ویژگی های بسیار مفیدی باشند که به فرد ایجاد انگیزه نسبت به خرید بدهند. یک راه ساده برای نگاه کردن به چرخه خرید افراد، بدین گونه است که به سه مرحله تقسیم می شود:

مرحله اول آگاهی می باشد؛ این زمانی است که مشتری برای اولین بار از محصول فروشنده آگاه می شود. یا هم چنین می تواند به نقطه ای اشاره کند که در آن مشتری برای اولین بار از نیازی که می خواهد برآورده کند آگاه می شود.

مرحله دوم کار، توجه می باشد؛ به این معنی است که زمانی که مشتری شروع به ارزیابی راه حل های مربوط به نیاز خود می کند.

مرحله سوم، خرید می باشد. در این مرحله باید در نظر گرفته شود که چگونه چرخه خرید بر رویکرد فروش مورد نیاز تأثیر می گذارد.

افراد باید تصور کنند زمانی که در حال قدم زدن در اطراف یک محله می باشند وارد یک فروشگاه لباس می شوند. با این وجود، فرد ایده خاصی از چیزی که می خواهد بخرد را نداشته است. در این جا، فروشنده به دنبال وادار کردن فرد است که یک محصول یا چیزی را خریداری کند. در این گونه موارد، فرد از توجه بیش از حد آزار می بیند.

حالا در صورتی که یک بار دیگر به همان فروشگاه رجوع شود، اما در این شرایط، نیاز فوری به خرید یک ژاکت مشکی می باشد و زمان زیادی برای تلف کردن وجود ندارد. فرد به دنبال یک فروشنده می باشد که فوراً به وی کمک کند و وقت خود را برای جستجوی کالا هدر ندهد. با این حال به نظر نمی رسد که توجه هیچ یک از فروشندگان را به خود جلب کند. در این صورت فرد از عدم توجه به شدت عصبانی است.

تفاوت بین این دو مثال در جایی است که فرد در چرخه خرید قرار دارد. در موقعیت اول، فرد در مرحله آگاهی اولیه بوده و در مثال دوم، دقیقاً در انتهای چرخه خرید قرار دارد.

بنابراین فرد بسته به جایی که در چرخه خرید خود قرار دارد، انتظارات وی نیز از نحوه برخورد فروشندگان در فروشگاه متفاوت است. اگر فرد در اوایل این چرخه می باشد، می ‌خواهد تا حد زیادی تنها بماند تا بگردد و تحصیل کند. اگر بعداً در این چرخه قرار می گیرد، برای تکمیل خرید خود کمک بسیار می خواهد. استفاده در این مورد، استفاده از رویکرد فروش اشتباه منجر به ناامیدی خریدار می شود.

در دنیای آنلاین، مسیرهای مختلفی از طریق وب سایت ارائه می شود که برای هر مرحله مناسب است. به نظر می رسد که بازدیدکنندگان با توجه به مسیرهایی که طی می کنند، مکان خود را در چرخه خرید شناسایی می کنند، به شرطی که فروشنده این گزینه را به آنها بدهد.

از آنجایی که بازدیدکنندگانی که در اوایل چرخه خرید خود هستند، احتمالاً در اولین بازدید از وب سایت و یا مغازه خرید نمی کنند، فروشنده باید بداند که در صورتی که بعداً به خریدار تبدیل شوند، چگونه با آنها به بهترین شکل رفتار کند.

نکته کلیدی این است که یک کار عالی برای حفظ ارتباط با مشتری در یک دوره زمانی و ایجاد یک رابطه قابل اعتماد انجام داده شود. سپس اگر آنها به رویدادی برخورد کنند که باعث چرخه خرید شود، احتمالاً محصول فروشنده در صدر لیست خرید آنها قرار خواهد گرفت.

افرادی که بعداً در چرخه خرید قرار می گیرند، به احتمال زیاد از ابزارهایی مانند Google استفاده می کنند و سایت ها را برای جستجوی فروشندگان و محصولات برای حل یک مشکل بررسی می کنند. این سرنخ ها بسیار ارزشمند هستند زیرا سطح بالایی از قصد خریدار وجود دارد. آنها معمولاً در مراحل بررسی یا خرید چرخه خرید هستند.

بسیاری از منابع اصلی دیگر به عنوان مثال ارجاعات اجتماعی، تبلیغات توییتر، فیس بوک، تبلیغات بنری، داستان های عمومی، ارائه های آموزشی در کنفرانس ها، و غیره خریدارانی را تولید می کنند که در مراحل اولیه خود هستند، و اغلب تازه متوجه می شوند که اکنون یک محصول بالقوه جالب وجود دارد.

محرک خاصی که خریداران آنها را به سمت راه اندازی سوق می دهد نه تنها از یک استارتاپ به استارت آپ دیگر متفاوت است، بلکه بسته به نقش آنها در سازمان نیز متفاوت است. داشتن درک بسیار واضح از این محرک ها به فرد کمک می کند: تشخیص دهد که چه کسی را هدف قرار دهد. پیام های خود را برای آن مشتریان بالقوه بهبود بخشد و کار بهتری را انجام دهد که چه کسی واقعاً آماده خرید است و در نهایت به فرد این توانایی را می دهد تا به مشتری کمک کند تشخیص دهد که چه زمانی یک محرک اتفاق افتاده است.

بسیاری از فروشندگان به دنبال پاسخ به این سؤال می باشند که چرا برخی از افراد ترجیح می دهند که فقط از آن ها خرید کنند؟ آیا محصولات با کیفیتی به مشتری ارائه می دهند که منجر به بازگشت دوباره آن ها می شود؟ با این حال، افراد فروشنده متوجه خواهند شد که عوامل زیادی در فروش وجود دارد که می توانند از آن ها در افزایش حجم فروش خود استفاده کنند.

باید در جریان باشیم که احساسات عوامل قدرتمندی هستند که افراد را به سمت عمل سوق می دهند و آن ها را وادار به خرید می کنند. بنابراین، مهم ترین اقدام این است که افراد برای افزایش فروش خود، باید آن ها را از نظر احساسی درک کرده و به آن ها توجه کنند. در بسیاری از هنرمندان و صنعتگران دیگر نیز پیشنهادات شگفت انگیزی وجود دارند.

برای انتقال دادن حس خرید به مشتری باید به یک سری از نکات توجه شود که در زیر به بررسی مهم ترین آن ها پرداخته می شود:

فروشنده باید به آن ها احساس خاص بودن بدهد. به این گونه که به آن ها لبخند بزند و واقعاً از مشتری خود استقبال کند. چیزهای خوشایند را بدون این که ابتدا به فروش سختی برود، مبادله کند. نگرش به مشتری باید خدمت دوستانه و با علاقه به آنها باشد.

باید اطلاعات زیادی به خریدار ارائه شود. از آن جایی که مصرف کنندگان به دنبال افراد قابل اعتماد و آگاه هستند تا در مورد خرید به آن ها آموزش دهند. اعتماد مهم ترین عاملی است که منجر به روابط طولانی مدت و تکرار فروش می شود.

مشتریان باید در تصمیم گیری مشارکت داشته باشند. باید با استفاده از تکنیک های حسی به آن ها کمک شود. در صورت امکان، شیء مورد نظر در دست آن ها قرار داده شود. این نه تنها لمس، بلکه احساس مالکیت را ارائه می دهد که باید آن را تشویق کرد. هم چنین، می بایست خریداران را تشویق کرد تا پارچه ای را لمس کنند، ابزارهای دست ساز فروشنده را در دست بگیرند و به آن ها گوش دهند، در صورت لزوم، محصولات را بچشند یا بو کنند.

فروشنده باید به خریدار خود، داستان را بازگو کند. این که، چگونه این روند جدید کار را ابداع کرده است؟ آیا سفر به یک کشور خارجی الهام بخش وی بوده است؟ کجا با پارچه عتیقه شگفت انگیزی که در خلقت خود استفاده شده بود برخورد کرده است؟ استوری ها یک رابط قدرتمند هستند که به بخشی از محصول فرد تبدیل می شوند و خریدار هنگام نمایش خرید خود به دیگران، آن داستان ها را بازگو می کند.

دادن وعده های واقع بینانه به مشتری نیز می تواند در این زمینه مؤثر باشد. برای نمونه، گرفتن سفارش ویژه برای مشتری. افراد باید در مورد چارچوب زمانی صادق باشند و مطمئن شوند که پیگیری می کنند. پس از سفارش با آن ها تماس بگیرند تا دوباره از آن ها تشکر کنند و به آن ها در مورد سفارش خود اطمینان دهند، اما نباید بیش از حد قول داده شود. واقع بین بوده و سپس از انتظارات آن ها فراتر بروند.

برای انتقال حس خرید به مشتری، باید سطح بالایی از خدمات ارائه داده شود. با حضور به موقع در هر قرار ملاقاتی که ممکن است تنظیم شده باشد، به آن ها و به وقتشان احترام گذاشته شود. در صورت دیرکرد باید زنگ زده شود و با یک پاسخ سریع سازگار بوده و آن ها را به خوبی در جریان بگذارند.

همه این تکنیک ها منجر به ایجاد اعتماد در مشتری می شود، که البته به همین دلیل است که مشتریان هم چنان ترجیح می دهند که از فروشنده مورد نظر خرید کنند و دیگران و دوستان و آشنایان خود را به فروشنده مورد نظر ارجاع دهند. بنابراین، آن ها انتظار ارزش در محصولات فرد را دارند و هم چنین می خواهند احساس ارزشمندی کنند. درک این که چرا مشتریان واقعاً از فرد خرید می کنند، به وی امکان می دهد حجم فروش را افزایش داده و روابط سودآور طولانی مدت را ایجاد کند.

→ خواندن مطلب قبلی

دلیل اهمیت ارز دیجیتال چیست؟

خواندن مطلب بعدی ←

۱۰ دلیل برای اینکه شاد باشیم

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.