اختلال دیس تایمی (افسرده خویی)

وقتی به یکی از سازمان ها برای ارزیابی عملکرد کارکنان مراجعه کردم متوجه رکود شدید و کوهی از کارهای تلنبار شده و عقب افتاده شدیم . در پیدا کردن علت ؛ رفتار مدیر مجموعه توجه مارا به خود جذب کرد . انسانی بی حوصله ،کج خلق ، بی انگیزه که نسبت به همه چیز بی تفاوت بود و به شدت احساس گناه داشت .

پرس و جو از اطرافیان و خانواده به این نتیجه رسیدیم که فرد همیشه خلق پایینی دارد و در اکثر ساعات روز میلی به فعالیت ندارد. البته همسر این فرد می‌گفت که درون گراست و لذت ها و خوشحالی هایش را بروز نمی دهد .

با توجه به شرح حال بالا می خواهم توضیح مختصری در مورد اختلال دیس تایمی یا افسرده خویی را ذکر کنم:

افسرده خو به فردی گفته می‌شود که حداقل دو سال در اکثر ساعات روز و اکثر روزها خلق پایینی داشته باشد و این موضوع را یا خودش اظهار می‌کنند یا دیگران مشاهده می‌کنند.

 احساس نومیدی ، عزت نفس پایین ، سستی و خواب آلودگی ، بی لذتی ، اندوه همیشگی ، نگرانی ، اشتغال ذهنی به بی کفایتی ، بی لذتی که صبح ها شدیدتر است. افسرده خویی یک نوع افسردگی است که علائم آن تخفیف یافته است . پس هیچ گاه با فرد افسرده نباید اشتباه گرفته شود.

جمله ای که این افراد با اعتقاد دارند این است که : << زندگی وظیفه ای دردناک است که هیچ شکوه و جلالی برایم ندارد >>

اگر فردی در سازمان عهده دار مسئولیتی شود که دچار اختلال افسرده خویی نیز هست ؛ قابل پیش‌بینی است که این فرد بهره‌وری لازم را در جهت پیشبرد اهداف سازمان نخواهد داشت . عدم توانایی برنامه ریزی صحیح و پایبند بودن به برنامه ریزی مدون سازمان از مشکلات عمده و اساسی مبتلایان به این اختلال است.

از آنجا که خلق افسرده و پایین تا حدودی مسری هم هست ؛ امکان اینکه حال و هوای فرد به اطرافیان و همکاران سرایت پیدا کند؛  بسیار بالاست . لذا بی انگیزگی و نامیدی از یکی به دیگری سرایت می کند و اگر مدیر مجموعه دچار این اختلال باشد دیری نمی پاید که کارکنان با افت شدید عملکرد مواجه خواهندشد یا احتمال ترک کار افراد با انگیزه بسیار بالا خواهد رفت.

این افراد به خاطر شرایط روحی و معمولا با افت اعتماد به نفس ، افت انرژی و در نهایت تمرکز ضعیف و قدرت تصمیم‌گیری پایین روبرو هستند . احساس ناامیدی باعث افت کارکرد اجتماعی ، شغلی یا سایر جنبه‌های مهم کارکرد فرد می‌شود .

تصور کنید با توجه به سابقه ، تجربه و تحصیلات یک فرد را به عنوان مدیر پروژه برای مدت محدود انتخاب می کنیم و به گمان ود بهترین اتخاب را انجام داده ایم. چنانچه این فرد دچار اختلال افسرده خویی باشد بیش از این لازم به توضیح نیست که فرد از پس انجام کارها با زمانبندی مشخص برنخواهد آمد و پروژه شکست خواهد خورد . همچنین به دلیل نا امیدی احساس بی کفایتی ای که حاد در ذهن فرد وجود دارد ؛ به راحتی شکست در هر مرحله ای را می پذیرد و به دنبال راه چاره برای حل بحران های پیش آمده نخواهد بود.

در تشخیص این اختلال هیچ یک از موارد یاد شده به تنهایی ملاک نیست و حتما به مصاحبه حضوری با روان درمانگر نیاز است.

 هرگونه تشخیص و نظر قطعی بدون مصاحبه حضوری بین فرد و درمانگر خلاف اصول حرفه ای ست.

 

 

نویسنده خانم صبانه بهاروند

کارشناس ارشد روانشناسی صنعتی و سازمانی

ایمیل مستقیم : baharvand@rezadabiri.com

تیم تحریریه تیم وب سایت رضا دبیری