چگونه برای فرزندم یک پدر خوب باشم ؟

تمامی کودکان همانقدر که به داشتن مادر خوب نیازمند هستند به پدر خوب نیز نیاز دارند. در گذشته های نه چندان دور شاید نقش پدران کمتر از مادران بود اما دنیای امروز دیگر پذیرای این امر نیست زیرا بر همگان ثابت شده است که پدران به اندازه مادران بر ایجاد عزت نفس کودکان موثر هستند.

تمامی زوج ها قبل از بچه دار شدن لازم است با وظایف خود آشنایی کامل داشته باشند. تمامی کودکان همانقدر که به داشتن مادر خوب نیازمند هستند به پدر خوب نیز نیاز دارند. در گذشته های نه چندان دور شاید نقش پدران کمتر از مادران بود اما دنیای امروز دیگر پذیرای این امر نیست زیرا بر همگان ثابت شده است که پدران به اندازه مادران بر ایجاد عزت نفس کودکان موثر هستند. طبق اصول روانشناسی کودک فارغ از جنسیت فرزند، پدر دارای وظایفی است که آشنایی با آنها باید در اولویت هر امری قرار گیرد.

پدر خوب کیست

هر فردی در جهت تربیت فرزند خود شیوه ی متفاوتی را در پیش می گیرد به همین دلیل پدر خوب بودن را نمی توان محدود به یک سری اصول از پیش تعیین شده کرد. پدر خوب بودن فارغ از شیوه تربیتی نیازمند آشنایی با اصول روانشناسی است. پدران مسئولیت سنگینی بر عهده دارند زیرا آنها وقت کمتری را در منزل می گذرانند به همین دلیل لازم است در کمترین زمان بیشترین تاثیر  را از خود برجای بگذارند.

بسیاری از پدران احساس می کنند در بزرگسالی می توانند اثرگذاری بیشتری داشته باشند اما این دیدگاه بسیار اشتباه است. شخصیت کودکان در زمان خردسالی یعنی بازه سنی ۱ تا ۳ سال شکل می گیرد به همین دلیل اگر پدر در این بازه زمانی نتواند بر عزت نفس و شخصیت کودک خود اثر بگذارد در آینده  نیز نخواهد توانست زیرا چالش تربیت در سنین بالاتر بیشتر است. در نهایت باید گفت نتیجه ی پدر خوب بودن داشتن فرزندی منحصر به فرد در بزرگسالی است.

چگونه می توان پدر خوبی شد

با توجه به اینکه تاثیرپذیری کودکان در سنین پایین بیشتر از سنین بالاتر است، بهتر است پدر نقش خود را به صورت پررنگ در این سنین (۱ تا ۳ سال ) ایفا کند. اما همانطور که گفته شد نمی توان دستورالعمل واحدی را برای خوب بودن یک پدر ارائه کرد اما در زیر به مواردی اشاره می شود که آشنایی با آنها می تواند اثر شگرفی بر رابطه پدر و فرزندی داشته باشد.

  • باید پذیرفت شرایط اقتصادی حاکم بر جامعه ی ما فرصت کمی را برای ماندن در خانه ایجاد کرده است اما این مسئله خارج از درک کودکان خردسال است. آنها به بازی و درک وجود پدر نیاز دارند. پدر خوب بودن مستلزم اختصاص دادن وقت کافی به کودکان است.
  • شیوه های تربیتی در سنین پایین باید بر پایه بازی باشد. بازی با کودک باید علاوه بر سرگرم کردن آنها، یادآور اصول و شیوه های درست رفتاری نیز باشد. لازم به ذکر است کودکان بهترین داوران و بینندگان هستند پس قبل از تربیت کودک والدین باید بر رفتار و عملکرد خود نظارت داشته باشند زیرا آنها هر آنچه می بینند می آموزند.
  • کودکان ۱ تا ۳ ساله در پی اکتشاف جهان پیرامون خود هستند به همین دلیل آموختن آنها نیازمند صبر بالای والدین است. کودک در این سن است که پدر و وظایف او را درک می کند پس بهتر است برای پدر خوب بودن در این دوره زمانی بهترین ها را به اجرا گذاشت.
  • پدر خوب باید خانه را به مامنی امن برای کودک خود تبدیل کند. کودکانی که در سنین پایین در عشق والدین خود غرق هستند، در بزرگسالی در مواجه با مشکلات از خود توانایی و ابتکار عمل بیشتری نشان می دهند. از طرف دیگر یک کودک شاد به والدین شاد نیاز دارد و در این بین وظیفه ی پدر پر رنگ تر است. پدر با عشق ورزیدن به مادر فرزند خود می تواند چشمه های عشق را در بین اعضای خانواده اش جاری کند.
  • استقلال کودکان در بازه سنی ۱ تا ۳ سالگی شکل می گیرد. وجود پدر کنترلگر و سخت گیر منجر می شود فرزند اعتماد به نفس کافی برای اعلام استقلال خود نداشته باشد. پدر موظف است به خواسته های کودک و تصمیمات او احترام بگذارد و این امر هیچ مغایرتی با اصول تربیت ندارد.

  • کودکان از همان سنین خردسالی مبارزه با مشکلات را می آموزند اما آنها نمی توانند مشکلات و خواسته های خود را به خوبی بیان کنند. این مطلب گویای نقش حمایتی پدر در این بازه سنی (۱ تا ۳ سال) است بنابراین پدر موظف است در کنار کودکش تا رسیدن او به خواسته هایش بماند.
  • کودکان یک تا سه سال بر خلاف باور عمومی ناتوان نیستند. بهتر است پدران برای پرورش خلاقیت فرزندان خود آنها را در کارهای گوناگون شریک کنند. مطالعه کتاب های داستان نیز بر پرورش قدرت تخیل و خلاقیت کودکان موثر است.
  • شاید در گذشته پدران نماد ابهت بودن و حساب بردن کودک از آنها ضروری تلقی می شد اما دنیای امروز دیگر پذیرای این شیوه تربیتی نیست به همین دلیل پدران باید به نماد عشق و محبت تبدیل شوند. کودکان یک تا سه سال از پذیرفته نشدن و عدم دریافت محبت هراس دارند بنابراین پدر خانواده نباید نقش تنبیه کننده را برعهده داشته باشد. همچنین محبت نکردن نباید به ابزار  تربیت و تنبیه کودکان تبدیل شود.
  • کودکان ۲ تا ۳ ساله گاها از خود رفتارهای پرخاشگرانه نشان می دهند. این قبیل رفتارها لازمه بازه سنی آنها است و نباید شخصیت کلی کودک را بر اساس چند رفتار خشن قضاوت کرد. بهترین شیوه رفتار در این دوره، توجیه کودک در قالب داستان و یا بازی است.
  • پدر خوب نباید دغدغه های زندگی اجتماعی خود را به منزل بیاورد زیرا این امر خسارات جبران ناپذیری را به روان کودکان وارد می کند.

 

کلام آخر

در روانشناسی کودک آموزش های گوناگونی در جهت مرتفع کردن نیاز کودکان در سنین مختلف ارائه شده است. پدر و مادر باید هر کدام به صورت جداگانه به نقش و وظایف خود آگاهی داشته باشند. سن یک تا سه سالگی برابر با پرورش مهارت های فیزیکی و کلامی کودک است به همین دلیل مادر به تنهایی نمی تواند پاسخگوی نیازهای عاطفی و آموزشی کودک باشد. در نهایت باید به این نکته دقت شود در پایان دو سالگی، که وابستگی جسمی کودک به مادر کمتر می شود، کودک گرایش بیشتری به سمت پدر پیدا می کند به همین دلیل پدر موظف است برای حفظ سلامت روان فرزند خود، نقش پدری را به خوبی ایفا کند.

غلامرضا دبیری

دکتری مدیریت استراتژیک و مدیر عامل شرکت طراح ایده نوتاش

→ خواندن مطلب قبلی

شناخت قوانین کسب و کار آنلاین،‌ مسیری برای پیشرفت

خواندن مطلب بعدی ←

چرا فروشگا های اینترنتی شکست می خورند؟

نوشتن نظر شما

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *