هیچ چیز به اندازه ترس، مانع تحقق پتانسیل کامل انسانها و تبدیل شدن شان به بهترین شکلی که ممکن است نمی شود. ترس رویاها را نابود می کند، مانع تحقق دستاوردهای بزرگ برای سازمانها می شود و دلیل اصلی این حقیقت است که بسیاری همراه با استعدادها، امیدها و آرزوهایی به خاک سپرده می شوند که حتی به زبان نیاورده اند.

چه ترس شما از صحبت در جمع باشد، یا ترس از دنبال کردن رویاهای بزرگ، یا از شکست و یا بخاطر طرز تلقی دیگران از شما، در هر صورت چیزی که مانع شما می شود، در واقع ترس نیست. چیزی که شادمانی، آرامش ذهنی و توانمندی شما برای گسیختن افسار پتانسیل نامحدودتان به سوی جهان را مضمحل می کند، آن داستان من درآوردی است که مرتب درباره ترس برای خودتان تعریف می کنید.

البته ترس به خودی خود طبیعی است. هنگامی که عزم تان را جزم می کنید تا عمیق ترین آرزوهایتان را دنبال کنید و زندگی جسورانه ای را آغاز کنید، اینکه ترس به جان شما بیفتد و گاهگاهی شما را به دلهره بیندازد کاملا طبیعی است. عامل تعیین کننده ای که باعث می شود که ترس ها فلج کننده شوند یا اینکه مانند منجنیق شما را به قله های بلند پرتاب کنند، پاسخ و واکنش شما نسبت به ترس است.

ترس به دفعات سد راه زندگی من شده است. تجربه ای که بیش از همه به خاطر می آورم، مصدومیت در اولین بازی عمرم در لیگ حرفه ای فوتبال آمریکا بود. من بازیکن تیم زادگاهم، شیکاگو بِرز بودم و رویایی برایم در حال تحقق بود که از دوران کودکی خوابش را می دیدم. اما در یک چشم به هم زدن رویای من نابود شد و من ماندم و یک قلب شکسته و استیصال و ناامیدی.

ترس از جهات مختلفی به سوی من هجوم آورد و نه تنها عملکرد من را مختل کرد، بلکه بر افکار، اعمال و باورهایی که در آن زمان داشتم نیز مسلط شد.

من رسما داشتم در این شرایط قربانی می شدم. ترس از ناشناخته ها، از شکست و اینکه دیگران درباره من چه فکر می کردند باعث شد که دچار افسردگی شدیدی شوم و هفته ها خودم را در اتاقم حبس کنم. خوشبختانه، توانستم بر این دوران سیاه از زندگی که ترس فرمان سرنوشت من را در دست گرفته بود غلبه کنم.

هنوز هم مرتبا می ترسم. ترس هنوز هم هر روز چندین بار به جان من رسوخ می کند. تنها تفاوتی که نسبت به قبل ایجاد شده این است که اکنون می دانم که هرگز نباید به ترس اجازه بدهم که بر من چیره شود و در راه یک زندگی شجاعانه و جسورانه برایم مانع ایجاد کند.

این دو روش به شما کمک خواهند کرد که دیگر به ترس اجازه ندهید که سد راه زندگی شما شود:

 

  1. ترس را احساس کنید، اما باز هم کار خودتان را انجام بدهید

ترس فقط در صورتی می تواند پیروز شود و عملکرد شما را مختل کند که دست به کار نشوید و تلاش نکنید. یکی از آسانترین روشها برای اطمینان از اینکه از این به بعد دیگر اجازه نمی دهید که ترس مانع شما بشود این است که ترس را احساس کنید، اما به هر حال کار خودتان را ادامه بدهید. به محض اینکه احساس ترس کردید، دست به کار شوید و تا می توانید بیشتر تلاش کنید.

بر خلاف تصور عامه مردم، برای اینکه آستین ها را بالا بزنید و دست به کار شوید، لازم نیست که همه چیز مرتب باشد و از تک تک جزئیات آگاهی داشته باشید. البته اینکه آمادگی پیدا کنید و برنامه داشته باشید بسیار خوب است، اما هنگامی که هر کاری که از دست تان بر می آید را برای مهیا کردن شرایط مناسب برای پیروزی انجام دادید، مرحله بعد این است که فقط به عمل فکر کنید.

فارغ از نوع ترسی که در جان شما رخنه می کند، هنگامی که خودتان را عادت می دهید تا «ترس را حس کنید و کار خود را انجام بدهید»، نه تنها اعتماد به نفس شما افزایش پیدا می کند، بلکه به تدریج قدرت و توان خود را نیز تقویت خواهید کرد. برای انسانهایی که علیرغم احساس ترس با حداکثر توان تلاش می کنند اتفاقات خارق العاده ای رقم زده می شود.

 

  1. نگرش خود درباره شکست را تغییر بدهید

اگرچه تا اینجا منظورم از ترس همه انواع آن بود، اما ترس از شکست یکی از ترس هایی است که بیشتر مردم را از دنبال کردن آنچه که واقعا می خواهند و رها شدن از غل و زنجیر یک زندگی معمولی باز می دارد. هنگامی که ترس را به عنوان چیزی در نظر می گیرید که حکمت یا نفعی دارد و آن را به عنوان فرصتی برای تبدیل خود به فردی که باید باشید می بینید، زندگی شما کاملا متحول می شود.

بهترین های بهترین ها به شکست و دشواری به عنوان یک موهبت و نعمت نگاه می کنند.

دشواری ها فقط برای این پیش می آیند که به ما کمک کنند تا حداکثر پتانسیل خود را محقق کنیم. هنگامی که این تغییر را در نگرش خود ایجاد می کنید و نگرش خود نسبت به شکست را تغییر می دهید، ترس از شکست دیگر هرگز نمی تواند مانعی برای شما ایجاد کند.

هنگامی که کارهای خود را آگاهانه انجام می دهید و هر روز و همه روز دست به کارهایی می زنید که شما را از پیله امن تان بیرون می کشند، ترس هیچ شانسی برای پیروزی نخواهد داشت. جسورانه زندگی کنید!

نویسنده این مطلب، مَت مِی بِری است. آقای مِی بِری به عنوان بازیکن اسبق تیم شیکاگو بِرز، در حال حاضر سخنران، استراتژیست بهبود عملکرد، نویسنده و مدیرعامل شرکت مَت مِی بِری (شرکت آموزشی و مشاوره، با تخصص بهبود عملکرد افراد و سازمانها) است.