آدام لیونز، هم-بنیانگذار و مدیرعامل زبرا (Zebra) در مراسم SXSW همراه با ستاره برنامه Shark Tank روی صحنه آمد تا درباره رقیبی صحبت کند که بسیاری از کارآفرینان باید با آن مقابله کنند: دولت.

 

همه افرادی که ترک تحصیل می کنند، در نهایت مدیر یک کسب و کار ۲۰ میلیون دلاری نمی شوند، اما همه افرادی که ترک تحصیل می کنند آدام لیونز نیستند. این انسان سخت کوش خستگی ناپذیر و مشتاق، پس از کار در مجموعه ای از کارهای عجیب و غریب دوباره به دامان تحصیل بازگشت تا در دانشگاه تِمپِل به تحصیل در رشته مدیریت ریسک و بیمه بپردازد. او و همکارش، جاش دزیابیاک در سال ۲۰۱۲ از آنچه در دانشگاه و زندگی آموخته بودند استفاده کردند و زبرا را تاسیس کردند. زبرا یک وبسایت مقایسه بیمه است که به رانندگان اجازه می دهد تا فوراً و به طور ناشناس به مقایسه ده ها شرکت بیمه گر بپردازند.

این کسب و کار با شناسایی مشکلاتی که قانونهای دست و پاگیر در صنعت بیمه بوجود آورده بودند، و پیدا کردن راه حلی برای آنها راه اندازی شد. این هفته در SXSW، لیونز در میزگردی در کنار یکی از بزرگترین سرمایه گذاران زبرا، مارک کیوبِن حضور پیدا کرد تا درباره نقش دولت در تکنولوژی یا به عبارت بهتر، نقش دولت در ایجاد مزاحمت برای تحول آفرینان به گفتگو بپردازد.

ما درباره این میزگرد و مراحلی که آدام لیونز طی کرد تا به گفته خودش از «هیچ کس» به یک فرد تحول آفرین در کسب و کار تبدیل شود با او به گفتگو پرداختیم. (نکته: قدرت یک ایمیل معرفی را دست کم نگیرید!)

 

چطور به فکر برگزاری این میزگرد افتادید؟

من و مارک چندی قبل درباره یک میزگرد با هم صحبت کرده بودیم و به نظرمون رسید که حالا وقت مناسبی است که در مورد این صحبت کنیم که دولت چطور میتونه به نفع یا به ضرر شرکت های خلاق کار کنه؛ علاوه بر این از اونجایی که زبرا یکی از قانونمندترین سرمایه گذاری های مارک محسوب می شد، این موضوع منطقی تر هم به نظر می رسید.

 

آقای کیوبن برای ابراز احساساتش نسبت به دولت ترامپ هیچ ملاحظه ای نداشته، آیا شما هم با نظرات ایشون موافقید؟

وقتی در مورد کسب و کار صحبت می کنیم، بعضی از ایده ها و سیاست های آقای ترامپ واقعا فوق العاده است. البته به نظرم ایشون کارهای زیادی هم انجام می دن که فوق العاده نیست! من این نظر رو می پسندم که در ازای هر قانونی که قانونگذارها وضع می کنند، دو قانون باید حذف بشه. با وجود این همه مقررات، کار کردن برای کسب و کارها واقعا دشواره.

 

شما دوست داشتید که هیچ قانونی وجود نداشت یا مایلید که تعادل برقرار بشه؟

البته که همیشه به مقررات و مقداری نظارت دولتی نیاز هست، اما افراط به نفع هیچ کسب و کاری نیست. من حقیقتا اعتقاد دارم که اغلب قانونگذارها با نیت درستی به این موضوعات ورود پیدا می کنند، اما کاری که انجام میشه در نهایت به همه چیز لطمه می زنه، یا آنقدر روند کارها رو کند می کنه که عکس تاثیر مورد نظر رو شاهد هستیم.

 

چه چیزی در SXSW بیشتر از همه شما رو تحت تاثیر قرار داده؟

من اونقدر سرم شلوغ بود که واقعا فرصت نکردم همه چیز رو بررسی کنم. اما بزرگترین بخش SXSW برای من همه مردمی هستند که می تونید با اونها ملاقات و صحبت کنید. من عاشق شنیدن ایده های جدید و طرز فکرهای تازه هستم.

 

می تونید کمی درباره اهمیت ایجاد چنین ارتباطاتی صحبت کنید؟

داشتن یک شبکه بسیار مهم هست. من در ۱۵ سالگی کارآفرین شدم، ترک تحصیل کردم و خانه پدری رو ترک کردم. من شبکه ای نداشتم. هیچ کس رو نمی شناختم. اگر که تازه دارید کارتون رو شروع می کنید، بهتره با هر کسی که می تونید صحبت کنید. بهتره به مردم قهوه تعارف کنید. باید روی افرادی که ستاره شون شما رو می گیره تمرکز کنید. این به نظر به حس درونی شما وابسته است، اما خیلی ها هستند که روی پروفایل ها و رزومه های لینکدین تکیه می کنند. اما اگر با کسی ملاقات کنید و از مصاحبت و هم نشینی با اون فرد لذت ببرید، این نوع افراد کسانی هستند که بهتره باهاشون همکاری کنید. به نظرم از پتانسیل ایمیل های معرفی (ایمیل های سرد: cold email) استفاده نمیشه. من به شخصه یک ایمیل معرفی برای مارک کیوبن ارسال کردم و از همین طریق بود که این مرد به یکی از بزرگترین حامیان و سرمایه گذارهای ما تا به امروز تبدیل شد.

 

احتمالا آقای کیوبن روزانه صدها ایمیل دریافت می کنه، چظور ایمیل شما توجه ایشون رو جلب کرد؟

یکی از روشهای مورد علاقه من برای مواجهه با چالش ها، تامل روی بازی و جایگاه خودم هست. خیلی از کارآفرین ها این رو واقعا درک نمی کنند. من نمی خواستم با همون ایمیل اولیه معامله با مارک کیوبن رو قطعی کنم، من فقط داشتم تلاش می کردم که یک پاسخ از ایشون دریافت کنم. این بازی من بود. جایگاه من چی بود؟ اون زمان من هیچ کس نبودم. او هزاران هزار تبلیغ و تقاضا دریافت می کرد، بنابراین من کاملا آگاه بودم که باید بی نهایت مختصر، با صداقت و دقیق باشم، و نتیجه این شد که ما پاسخی که می خواستیم رو دریافت کردیم.

 

شما رویکردتون نسبت به حل مساله موثر را چطور توصیف می کنید؟

کلمه ای که به ذهن من میاد، همدلی است. برای حل مشکلات پیچیده – چه کارآفرین باشید یا عضوی از دولت- باید با تلاش برای درک دیدگاه همدیگه با مسائل روبرو بشید. اینطور نیست که فقط یک تیتر رو مطالعه کنید و بعد هم نتیجه گیری کنید. شما باید برای درک جایگاه مردم واقعا وقت بگذارید.

 

شما از ارسال یک ایمیل معرفی برای مارک کیوبن به جایی رسیدید که در یک میزگرد در SXSW کنارش می نشینید. آیا هیچ وقت شده که با خودتون فکر کنید «عجب! چطور به اینجا رسیدم؟!»

بله، هر روز!

 

نویسنده

Dan Bova