اگر به تازگی ماجراجویی کارآفرینی خود را شروع کرده اید، سه اصل اساسی وجود دارد که باید از ابتدای کار خود نسبت به آنها آگاه باشید – اصولی که هیچگاه نباید در این مسیر از آنها غافل شوید.

اصل ۱: به یاد داشته باشید که از کجا آمده اید

به خاطر داشته باشید که از کجا آمده اید. هنگامی که مردم از من سوال می پرسند «چه چیزی باعث شد با وجود فراز و نشیب هایی که این سال ها تحمل کرده اید تسلیم نشوید (راه خود را ادامه دهید)؟» من به آنها می گویم هیچگاه فراموش نمی کنم که از کجا آماده ام. زندگی در یک خودرو و گشتن سطل های زباله برای غذا باعث شدند تا من سخت تلاش کنم و نگرش صحیح را پرورش دهم، که به این سادگی نبود که «فقط مثبت فکر کن، آنگاه همه چیز درست خواهد شد». در عوض، این بود که «علیرغم موانع اجتناب ناپذیر، هیچگاه تسلیم نمی شوم. هیچگاه نمی خواهم به آن شرایط برگردم (پشیمان نمی شوم)!». طی سال ها، با گذشت زمان، هرچه موفق تر شدم، آن شعار (مانترا) به من کمک کرد تا انگیزه ی خود را حفظ کنم.

بیشتر مردم با چالش هایی بزرگ می شوند که باید به آنها غلبه کنند. خواه فقر باشد، مشکلات مربوط به خانه، خانواده های تک والدی، چالش های عاطفی، چالش های فیزیکی، زورگویی، دوستان کم، سوء مصرف مواد مخدر یا الکل، سوء استفاده فیزیکی، مواجه با تعصب یا سوء ظن، یا چندین مورد از موارد بالا. در حالی که برخی افراد می خواهند ریشه ها و گذشته ی خود را فراموش کنند، برخی دیگر می خواهند آنها را به خاطر داشته باشند تا بتوانند از جایی که آمده اند و شرایطی که داشته اند، قدرت بگیرند. با مقایسه جایی که بوده اید و جایی که اکنون هستید، می توانید ببینید که چقدر پیش آمده اید – حتی اگر تنها چند قدم کوچک را در ماجراجویی اتان برداشته اید.

گذشته شما همچنین باعث میشود که خاکی و متواضع بمانید. لازم نیست به چالش هایی که داشته اید متمرکز شوید یا برای خودتان متاسف باشید. و بهانه تراشی بسیار آسان است. «من در یک خانواده ثروتمند متولد نشده ام، پس چگونه میتوانم موفق شوم؟» یا «دوران کودکی ام را ببین، چگونه می توانم به خودم باور داشته باشم؟». بله، داستان های بیشماری از موفقیت افرادی وجود دارد که خودشان را از هیچ کجا بالا کشیدند تا به رویاهایشان و فراتر از آن هم دست پیدا کنند. نکته اینجاست که شما باید از جایی که از آن آمده اید نیرو بگیرید. حتی اگر از گذشته ثروتمندی هم آمده اید، به احتمال زیاد درگیری های شخصی خودتان را در زندگی داشته اید.

اصل ۲: ورزش – ساختن روحیه ی جنگجو

بیشتر مردم به ورزش به عنواان تناسب اندام نگاه می کنند، که درست است، اما تناسب ذهن هم هست. ورزش می تواند استرس را کاهش دهد، اضطراب را تسکین بخشد، اما همچنین می تواند به شما انگیزه دهد تا فعال، پربار، متمرکز و حتی خلاق بمانید. ذهن و بدن با هم کار میکنند. من دریافته ام که ورزش باعث می شود  از لحاظ دهنی و عاطفی احساس بهتری داشته باشم. شما می تواند خودتان را در جریان ورزش کردن (تناسب اندام) غوطه ور سازید و مشکلاتتان را از یاد ببرید. در حالیکه بیشتر مردم در هنگام مشکلات به الکل روی می آورند (و باید اعتراف کنم که من گاهی چنین کاری کرده ام)، ورزش می تواند در برخی مواقع بد زندگی، جایگزین بسیار کارامدتری در کمک به من باشد.

به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۸ وقتی که رسما ورشکست شدم (اصطلاحا کفگیرم ته دیگ خورده بود)، ۱۸۰٫۰۰۰ دلار روی کارت های اعتباری ام داشتم و هیچ سرمایه ای جز سوپرمارکتم نداشتم، که آن هم هیچ ارزشی نداشت، اما ورزش کنارم بود. به خاطر دارم که پس از روزکاری پانزده و نیم ساعته، بیست دقیقه تا باشگاهم رانندگی می کردم و روی تردمیل می دویدم و فقط میگفتم: “می خوام بفروشمش، می خوام بفروشمش، می خوام بفروشمش.” و بعد، پس از یک سال خسته کننده، آن را فروختم و در واقع خوب هم فروختم. ورزش هرروزه کلید مهمی بود که باعث شد ادامه دهم. کلید انگیزشی من بود.

کم کم شروع کنید و به روتینی که دوست دارید فکر کنید، چه با وزنه باشد، دوچرخه ثابت، دویدن روی تردمیل یا در پیست دو، یا هر ترکیبی که برای شما مناسب است. نکته مهم این است که به خودتان قول بدهید که تحت هر شرایطی آن را انجام میدهید. سه تا چهار روز در هفته ادامه دادن اراده می خواهد اما پس از چند ماه اول راحتتر می شود و تبدیل به بخشی از زندگی شما شده و کم کم نتایج آن را احساس میکنید. احساس خوبی نسبت به خودتان پیدا می کنید، نه فقط به خاطر ورزش بلکه به این دلیل که متعهد به اصلاح خود می شوید. ورزش همچنین نظم و اعتماد به نفس را نیز به شما می آموزد.

اصل ۳: اطرافتان را با افراد مثبت، موفق ( یا همفکر) احاطه کنید

اگر می خواهید به یک بوکسور خوب تبدیل شوید، با قهرمان محلی مبارزه کنید. ممکن است ببازید، اما چیزهای زیادی می آموزید. اگر می خواهید در عرصه تجارت موفق شوید، باید از افرادی بیاموزید که آنچه شما می خواهید انجام دهید را انجام داده اند.

من همیشه دوستان بزرگ سالتری را انتخاب کردم که از من موفق تر بوده اند. همیشه یکی از ضعیف ترین افراد گروه بودم اما می دانستم که میتوانم از آنها بیاموزم. همچنین اطرافتان را با افراد همفکر و مثبت احاطه کنید. همفکر یعنی اهداف مشترکی داشته باشید – نه لزوما یکسان، اما هردویتان برای موفقیتی بزرگ تلاش کنید. و اما مثبت بودن بسیار مهم است. افراد منفی بهانه تراشی می کنند، حال آنکه افراد مثبت راه حل پیدا می کنند. وقتی که بقیه مردم می گویند: “تسلیم میشم، بیا بریم مشروب بخوریم،” شخص مثبت اندیش می گوید: “ما میتونیم درستش کنیم، بیا راه حل های الف، ب، و پ رو امتحان کنیم.” افراد مثبت اندیش حتی در شرایط بد، چیز خوبی را به عنوان یک ایده کلیدی پیدا میکنند.

با احاطه اطرافم از افراد مثبتی که بیشتر از من می دانستند، در حالیکه دل گرمی گرفتم توانستم راجع به تجارت و مشاوره املاک بیاموزم. مهم نیست برای چه چیزی تلاش میکنید، احاطه اطرافتان با افراد همفکر و موفق می تواند فوق العاده به نفع شما باشد. مهم نیست چه حرفه ای دارید، دل گرمی که از افرادی که موفق شده اند می گیرید بسیار انگیزه بخش است.