از سال ۲۰۰۹ که از پشت میز نهارخوری محقرمان فیولد (Fueled) را راه اندازی کردیم، چیزهای زیادی را فراگرفته ایم. اکنون موسسه موفق ما در طراحی و توسعه موبایل در نیویورک، لندن و شیکاگو دفاتری دارد و به زودی شعبات دیگری را نیز افتتاح خواهیم کرد.

با اینکه در مسیر خود به موانعی هم برخورد کرده ایم، اما از آنها درس گرفته ایم، از خودمان انعطاف پذیری نشان داده ایم و متوجه شده ایم که چگونه می توانیم فیولد را به یک موسسه موفق و پررونق تبدیل کنیم. ما در این مسیر فوت های کوزه گری فراوانی را یادگرفته ایم. آنچه در ادامه می آید ده نکته از آن میان است.

 

  1. برند خود را تنها با یک هدف بسازید. ما از روز اول برای فیولد به عنوان موسسه ای که موبایل در آن حرف اول و آخر را می زند برندسازی کردیم، و از همان زمان روی موج نفوذ موبایل سوار بوده ایم. ما مفتخریم که حجم انبوهی از کارمان را از طریق ارجاعات و دوستان مشتری های خودمان دریافت می کنیم. ما کارهای دیگری غیر از تولید اپ برای موبایل نیز انجام می دهیم – طراحی وب، برندسازی، سئو، جامعه سازی برای برند – اما چیزی که مردم را به سمت ما می کشاند برند و تخصص ما در موبایل است.
  2. سریعا اخراج کنید. اگر یکی از افراد گروه شما خوب کار نمی کند، همین حالا همکاری خود با او را قطع کنید. گروه شما با این کار ممکن است دچار کمبود نیروی انسانی شود و چه بسا مجبور شوید که در روزهای تعطیل هم کار کنید. این مشقت را به جان بخرید و دست به کار شوید. بعدا از ما تشکر خواهید کرد.

ما هنگامی که کسی را استخدام می کنیم، از همان ابتدا صریحا به آنها گوشزد می کنیم که این استخدام برای یک دوره آزمایشی سه ماهه خواهد بود. پس از دو ماه یک جلسه برگزار می کنیم و رابطه موجود را بصورت دوجانبه مورد ارزیابی قرار می دهیم. این به آنها یک فرصت یک ماهه برای بهبود یا ادامه فعالیت های سودمندشان می دهد. اگر در پایان آن سه ماه، همچنان مسائل عمده حل نشده ای وجود داشته باشند، با آنها وداع می کنیم. هنگامی که وضعیت مناسب نیست، اغلب یک احساس مشترک و دوجانبه نسبت به آن وجود دارد.

 

  1. نرخ های ثابت را فقط برای موارد بسیار خاص در نظر بگیرید. نرخ ساعتی یا هزینه های پروژه؟ ما سرانجام متعادل ترین راه را پیدا کردیم: نرخ ثابت را تنها برای مجموعه ای از موارد کاملا مشخص و تعریف شده و با محدودیت های واضح و انعطاف ناپذیر در نظر بگیرید.

هنگامی که کار روی پروژه آغاز می شود، ما برای حجم مشخصی از کار وارد برنامه ای با نرخ ثابت می شویم. این برای ما به معنی تولید یک اپ با مجموعه ای از ویژگیهای کاملا مشخص است. مشتری می داند که برای چه چیزی پول پرداخت می کند و ما هم می دانیم که چه چیزی را ارائه خواهیم کرد. اگر مشتری ویژگیهای بیشتری بخواهد، در اینصورت ما آیتم های بیشتر و نرخ های ثابت بیشتری را اضافه می کنیم.

 

  1. تمام مبلغ را در ابتدای کار مطالبه کنید. تا زمانی که تمام پول را دریافت نکرده اید کار را آغاز نکنید. جداً باید کار را متوقف کنید! کار دیگری انجام دهید تا هنگامی که پول را دریافت کنید.

شاید جسورانه به نظر برسد، اما برای شکست یک شرکت هیچ راهی بهتر از وجود انبوهی از صورتحساب های پرداخت نشده مشتریان آن وجود ندارد. ما از مشتریان مان می خواهیم که برای هر دوره دو هفته ای کار، هزینه آن را پرداخت کنند. اگر پولی پرداخت نکنند، ما هم کاری انجام نمی دهیم.

 

  1. از مشتری های ناخن خشک دوری کنید. اگر یک مشتری بالقوه جدید تلاش می کند تا شما را فریب بدهد که قیمت های دیگران پایین تر است یا اینکه تخفیف های عمده ای را درخواست می کند باید از او دوری کنید.

این یک نسبت عجیب و وارونه است: قانون تخفیف. هر چه تخفیف بیشتر باشد یا لطفی که می کنیم سخاوتمندانه تر باشد، تقاضاهای مشتری غیرواقع بینانه تر می شود. مشتریانی که تخفیف می خواهند به دلایلی هرگز از کار شما رضایت پیدا نمی کنند و به ندرت ارزش وقت و زحمات شما را دارند.

 

  1. محصول حداقلی تولید کنید. مشتریان خود را برای تولید کمتر، و نه بیشتر متقاعد کنید. هنگامی که ما به دنبال قراردادهای کوچکتری هستیم (که به معنی پول کمتری برای ما است) برخی از مشتریان ما تعجب می کنند. اما تجربه به ما آموخته است که تولید یک اپ با ۱۵۰ صفحه در شش ماه، به خودی خود یک مصیبت تضمین شده است. ابتدا روی چیزی که می توانید حداکثر در هشت هفته تولید کنید تمرکز کنید. سپس جذاب ترین ویژگیهای اضافی را در فواصل یک یا دو هفته ای اضافه و منتشر کنید.

 

  1. اتاق های کنفرانس و باجه های تلفن متعددی داشته باشید. این نسبت را به خاطر بسپارید: یک به یازده. فیولد گروه نیویورک خود را در مجموعه فیولد (The Fueled Collective) مستقر کرده است. این مجموعه یک فضای مشارکتی و همکاری با ۱۵۰ عضو و ۳۵ استارتاپ است. عدد جادویی که ما برای نسبت اتاقهای کنفرانس به افراد پیدا کرده ایم یک به یازده است.

اتاقهای کنفرانس وسیع برای پنج تا هشت نفر بسیار عالی هستند، اما کاربرد اتاقهای کنفرانس در درجه اول برای تماس های تلفنی است که یک یا دو نفر از اعضا انجام می دهند، بنابراین برای استفاده موثر از فضا، به ایجاد باجه های تلفن یا همان اتاقهای کنفرانس کوچک فکر کنید. ایجاد چند فضای دنج برای استراحت برنامه ریزی نشده نیز بسیار سودمند واقع خواهد شد.

 

  1. مدیریت مشتری و مدیریت فرآیند دو کار کاملا متفاوت هستند. ما در آغاز کارمان افرادی به نام «تهیه کننده» داشتیم که رسیدگی به روابط ما با مشتری، مدیریت پروژه و محصول را بر عهده داشتند. از آن موقع آموخته ایم که مردم یا در تولید محصول واقعا عملکرد خوبی دارند، یا در مدیریت روابط با مشتری، و هرگز در هر دو توانایی کاملی ندارند.

در حال حاضر ما مدیران پروژه و مدیران محصول را به طور مجزا تعیین می کنیم. تنش بین مهارت ها و اولویت های متفاوت این دو یک تعارض مثبت ایجاد می کند که باعث می شود محصولات با کیفیت مان به موقع و بر طبق بودجه تخصیص داده شده تولید شوند.

 

  1. تجربه ارزشمند است. ارزش تجربه علی الخصوص در دنیای تکنولوژی به راحتی نادیده گرفته می شود. ما در ابتدای کار به جای تجربه به سمت استعدادهای جوان گرایش داشتیم. ما فکر می کردیم که کافی است به آنها آموزش بدهیم.

اما از آن زمان متوجه شده ایم که تجربه ارزش عمده ای دارد. استخدام استعدادها و مدیران مجرب قطعا در موفقیت و رضایت ما نقش مهمی ایفا کرده و ارزش هزینه اضافی که پرداخت می کنیم را داشته است.

 

  1. پیش از برقرای روابط عاطفی با همکاران خود فکر کنید. هنگامی که انسانهای با استعداد و خلاق در یک محیط شلوغ کارهای مهیجی را انجام می دهند، شکل گرفتن عشق و سایر احساسات قلبی دور از انتظار نیست.

اما پیش از آنکه تسلیم خواسته های غریزی تان شوید به دقت فکر کنید. اگر رابطه به شکست بینجامد چقدر شرایط ناخوشایند و عجیب خواهد شد؟ می خواهید چقدر از وقت و زمان خود را برای تصحیح این وضعیت صرف کنید؟ آیا حاضرید که خود را در معرض خطر از دست دادن یکی از کارکنان ارزشمند شرکت تان قرار دهید؟

به علاوه، تعیین انتظارات تان درباره پیامدهای شکست رابطه از همان ابتدا نیز منطقی است. اصولا پیش از برقراری رابطه های عاطفی با همکاران خود وقت بگذارید و به عواقب آن کاملا فکر کنید.

 

امیدواریم که این نکات حرفه ای بتواند به رشد شرکت شما کمک کند. اما هر کاری که انجام می دهید، امتحان کردن و یادگیری در مسیری که در آن حرکت می کنید را متوقف نکنید. ما با جرح و تعدیل و تکرار روش کسب و کار خود به جایگاهی که در آن قرار داریم رسیده ایم.

سرانجام، اشتیاق ما برای تجربه های تازه و فراتر رفتن از محدودیت ها نقش اساسی در موفقیت فیولد داشته است.

 

این مطلب نوشته رامیت چالا است. آقای چالا بنیانگذار فیولد (یک شرکت طراحی و توسعه که مقر آن در نیویورک و لندن است و جوایزی را نیز کسب کرده) و فیولد کالکتیو (یک فضای همکاری متشکل از ۲۵ استارتاپ در مرکز منهتن) است.